مقالات در تحليل دانستني‌هاى علمى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - (١٠) «ازدواج اسلامى»

دامادى او كراهت مدار!

زياد بخانه آمده موضوع را بدختر خود «ذلفا» اطلاع داد، دختر وقتى وظيفه اسلامى خود را دانست بر احساسات خود مسلط شد فقر و بدهيكلى و گمنامى جويبر را فراموش كرد و خود و او را در يك پله دينى مشاهده كرد و بپدرش گفت بابا نافرمانى رسول خدا «ص» را نكنى كه كافر ميشوى مرا باو تزويج كن زياد دختر نازنين خود را بجويبر تزويج ميكند مهر دختر را نيز خود متعهد ميگردد خانه‌اى را در منزل خود براى او اختصاص ميدهد و آنرا بفرشهاى قيمتى و وسائل آبرومند زندگى آنروزى تزيين نمده در اختيار جويبر قرار ميدهد جويبر با آنكه از نظر مادى بكلى تغيير مسير داده است باز هم عظمت روحانى او بر او چيره است و شب زفاف را بعبادت بسر ميرساند و در عشق روحى خود مجذوب ميگردد تا آنكه بتوصيه‌