مقالات در تحليل دانستني‌هاى علمى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٧ - (١٩) «زنان خوب»

فرمود ايزن تو هرگز مرا نديده‌اى از كجا فهميدى من عيسى هستم زن گفت آن دوستى كه ترا بمن راه نمود و مرا هم معلوم كرد كه تو روح اللّه هستى، فرمود اى زن تو نه چشم دارى و نه دست و نه پاى، اندام تو تباه شده، عرض كرد: الحمد اللّه دلى دارم ذاكر زبانى دارم شاكر و تنى دارم صابر، خدا را بيگانگى ياد ميكنم كه هر چه آلات معصيت بوده از من گرفته، اگر چشم داشتم بنامحرم نگاه ميكردم و اگر دست داشتم لقمه حرام برميداشتم و ميخوردم و اگر پا داشتم از پى لذت ميرفتم، اين نعمت كه خدا بمن داده است بهيچكس نداده است، عيسى (ع) فرمود با اننحال غم‌خوارى دارى؟

عرض كرد آنكس كه هفت آسمان را معلق ميدارد فرمود چه آرزو دارى؟ عرض كرد دخترى دارم كه بحد زنان رسيده است دلم گاهى بسوى او ميل پيدا ميكند و بفكر او ميافتم از خداوند ميخواهم كه اين غم را