مقالات در تحليل دانستني‌هاى علمى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٧ - (١١) «احتياج زندگانى بدين»

پابند شود و خود را بآن ملتزم و عامل بگرداند زيرا مصالح اجتماعى هميشه منافع شخصى او را تضمين نميكند بلكه گاهى متضمن ضرر شخصى او ميباشد بخلاف مصالح طبيعى كه هميشه بصلاح و منفعت شخصى او تمام ميشود و لذا طبيعتا و فطرتا آدم باو پابندى پيدا ميكند.

بهر حال افراد انسان در رعايت مصالح اجتماعى احتياج بداعى و علت خارجى پيدا ميكند و قوه‌اى ميخواهد كه او را وادار باطاعت از مقررات اجتماعى بنمايد و اين قوه لا محاله بايد خارجى باشد نه داخلى زيرا ساختمان انسانى و غرائز خلقى او مستوجب قربان نمودن منافع شخصى او جهت تأمين منافع ديگران نيست.

ممكن است كه بعضى خيال كنند علم اين خالى گاه را پر ميكند، بشر امروزى تا حدود زيادى علم و فهم و ادراك پيدا نموده و قدمهائى در راه تمدن برداشته همين علم وى را بطرف مصالح اجتماعى ميكشاند، ولى‌