گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٧ - هزينه هاى مراكز علمى و فرهنگى
ولى آن مقدارى كه من اطلاع داشتم و بهمن مىرسيد، براساس طبع خود، آن را تقسيم مىكردم؛ يكمقدارى را براى جبهات مىدادم و بقيه را ذخيره مىكردم.
ما هيچوقت همهى پولها را بهدست فرماندهان جبهات خود نمى دادم؛ هرچند آنها داد و فرياد مىكردند و مىگفتند: كه شما پول داريد، چرا براى ما پولى بيشترى نمىدهيد؟ در جواب مىگفتم: بلى، من هم اقرار مىكنم كه پول دارم؛ اما بيشتر ازاين نمىخواهم بهشما بدهم. چرا؟! براى اينكه، اگر ده برابر اين پولها را هم بهشما بدهم، بازهم رقابتهاى شما در جبهات بيشتر مىشود و اين رقابتها، سبب تضعيف روحيه مجاهدين و باعث كم توجهى شما، در امور جبهات مىگردد.[١]
[١] - به احتمال قوى در برج قوس سال ١٣٦٧ ه-. ش، قبل از خروج ارتش سرخ شوروى بود، حقير( محمد رضا قيام) با جمعى از مجاهدين ولايت غزنى، عازم جبهه حركت اسلامى، واقع دره سنگلاخ شديم كه آن جبهه بخشى از مسئوليت جهادى در شهر كابل را بر عهده داشت. وقتى كه درآنجا رسيديم فرمانده نظامى آن جبهه، با كچالوى آب پز، از ما پذيراى نمود و طبعا، تمام مجاهدين درآن شب ازهمان كچالوى آب پز نوش جان كردند. ظاهرا درشب جمعه بود كه بعد از شام، تمام مجاهدين بدون ناراحتى، دعاى پرفيض كميل را باهم زمزمه مىكردند. در موقع خواب متوجه شديم كه بعضى از آنها، حتى براى حفظ جان خود از سردى هوا، پتو و يا لحاف هم ندارند. باتوجه به آن وضعيت، مجاهدين كاملا روحيه عالى داشتند و هيچ شكايتى هم نمىكردند.