گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٠ - فقر اقتصادى مشكل هميشه گى
مىآمدند و شعار مىدادند كه خانه- لباس- نان (كُور- كالى- دودى) بهشما خانه مىدهيم، بهشما لباس مىدهيم و بهشما نان مىدهيم؛ مردم ساده و فقير هم باور مىكردند.
درآن وقت، مردم با آن وضع نا مناسب اقتصادى كه داشتند، اصلا باور نمىكردند كه سوسياليزم چه جهنم سوزان است؟ كه حتى جمهورى ديكتاتورى داؤد خان، بهگَرد آنهم نمىرسد. در هفت ثور ١٣٥٧ وقتى كمونيستها، عليه حكومت استبدادى داؤد خان كودتا كردند؛ مردم هيچ عكس العملى از خود نشان ندادند؛ زيرا مردم از دولت جدا و متنفّر بودند و آن را از خود نمىدانستند. كسى از دولت حمايت نكرد و كمونيستها نيز با همان روش ماركسيستى لنينزم و استالينزم، سران حكومت را بىرحمانه و به وضع فجيعى كشتند.
سرانجام با اين كودتا ننگين، همه چيز كشور زيرو روشد. فرداى همان روز كه كودتا صورت گرفت، ظاهرا روزنامه اصلاح نوشته بود، چونكه اوضاع اقتصادى در افغانستان تغيير كرده بود، لذا بر مبناى همين اصل، بايد يك انقلاب صورت مىگرفت و نظام سياسى، جاى خود را به يك نظام كارگرى مىداد؛ تا اسباب توليد، مورد استفاده واقع شود. چيزهاى نوشته بود كه شرم