گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٩ - فقر اقتصادى مشكل هميشه گى
دارد. در بُعد اقتصادى نيز، همان شعار بين الملى خود را مىدادند. خانه- لباس- نان. با اين شعار فريبنده، جوانان را جذب مىكردند.
مردم افغانستان در آنزمان، بسيار فقير بودند و دولت هيچ برنامه اقتصادى نداشت. مردم همه بيكار بودند. دولت افغانستان حتى نتوانست كه با كشورهاى منطقه، مانند ايران و سعودى كه وضع اقتصادى خوبى داشتند، يك قرارداد كارگرى امضاء كند، تا كارگران كشور، بهصورت قانونى در آنجا بروند و كار كنند. دولتهاى افغانستان، هيچوقت چنين كارى را نكردند؛ اگر چنين كارى را مىكردند تا كارگران كشور، بهصورت منظم بروند، كار كنند و بهصورت منظم بهكشور برگردند؛ مسلماً وضع اقتصادى مردم، تا حدودى بهتر مىشد.
من به ياد دارم كه صبحانه مردم، نان و چاى بود. از پنير و قيماق خبرى نبود. بهطور استثنايى بعضى خانههايى كه پولدار بودند هفته دو روزى مقدار مسكه و يا قيماق مىخريدند و با صبحانه خود مىخوردند. من مدتى در يكى از ولسوالىهاى غزنى درس مىخواندم اكثريت مردم، صبحانهى شان نان و چاى بود و حتى شكر هم نداشتند. در ظهر نيز، نان و دوغ و يا نان و ماست مىخوردند. فقر اقتصادى بر مردم مسلط بود. كمونيستها