گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٩ - خوش باورى مسكو
كمونيستها، واقعاً كم عقل بودند و عمر آنها در تاريكى گذشته بود، لذا فكر مىكردند كه مردم همه كم عقل هستند و هرچيزى را كه آنها بگويند، مردم باور مىكنند. كمونيستها هميشه در تاريكى زندگى مىكردند و فعاليت آنها نيز زير زمينى بود. آنها اعتقادات مردم را ناديده مىگرفتند و از موضوعات دينى، بهصورت سطحى مىگذشتند، آنها فكر مىكردند، وقتى ما گفتيم پدران و مادران ما مسلمان بودند، مردم نيز به مسلمانى ما باور مىكنند. آنان در ماه مبارك رمضان براى (تركى) يك كلاى پوستى خريدند و آوردند او را در مسجد ارگ رياست جمهورى، تا نماز تراويح بخواند و با اينكار خودشان مردم را فريب دهند، غافل ازينكه مردم همه مىدانستند كه كمونيستها همه بدون وضو در مسجد آمدهاند. مردم مىدانستند كه آنها به نماز اعتقاد ندارند و براى رياكارى و نمايش در مسجد آمدهاند و مىخواهند مردم را فريب دهند؛ آنها نيرنگ زيادى را به خرج دادند؛ ولى مردم مسلمان كشور ما فريب نخوردند و بدون معطلى جهاد را آغاز نمودند.
مردم مسلمان و متدين افغانستان، اصلًا به اين موضوع فكر نكردند كه ما در دست خود چيزى داريم يا خير؟ يك مرتبه خودجوش قيام كردند؛ ممكن است بعضىها ادعا كنند كه در ابتداء احزاب جهادى قيام كردند، نه