زهرا (سلام الله عليها) گل هميشه بهار نبوت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠ - حديث چهارم
ميخواست آنان مسلمان شوند ولى آنها مسلمان نمى شدند. در آخر پيامبر به آنان پيشنهاد كرد: «نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ»؛ شما فرزندان (پسران) خود را بياوريد و ما فرزندان خود را «وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ» شما زنهاى خود را بخوانيد و ما زنهاى خود را مى خوانيم «وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ» شما جانهاى خود را دعوت كنيد و ما جانهاى خود را دعوت مى كنيم. بعد «مباهله» مى كنيم تا هر كس كه دروغ گفته، خداوند لعنت خود را بر آن دروغگو نازل كند.
دانشمندان نصرانى قبول كردند و شب با خود فكر و مشورت كردند كه اگر فردا پيغمبر اصحاب خود را آورد و لشكر آورد معلوم مى شود كه او يك «پادشاه» است اما اگر همانگونه كه به ما پيشنهاد كرده با زن و بچه خود آمد؛ معلوم است كه «پيغمبر» است. فردا وقتى كه ديدند پيغمبر آمد و على و فاطمه و حسن و حسين (ع) را با خود آورد، نصرانيها ترسيدند، جزيه را قبول كردند تا سالانه مقدارى پول به مسلمين بدهند و مسلمان نشوند. (آنان رفتند. و روز مباهله خود بحث جدايى است.)
اينجا قرآن مى گويد: «نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ» اين «أَبْنائِنا» چه كسانى بودند؟ حسن و حسين را آورد، پس حسن و حسين به استناد همين آيه مباركه قرآن مجيد فرزندان پيغمبر هستند. «وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ» شما زنهاى