زهرا (سلام الله عليها) گل هميشه بهار نبوت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩ - حديث يازدهم
مى گويند ما براى اينها جستجو كرديم و مقدارى آب شيرين براى عروس و داماد آورديم تا آبى كه مى نوشند آب شور نباشد. يك چوب هم پيدا كرديم و آورديم در ميان خانه، در كنج اتاق نصب كرديم «فَعَرَضنا فِى جانِبِ البَيت» شايد به حساب امروزى ما و شما دو افغانى هم قيمت نداشته. «لِيلقى عَلَيهِ الثَّوب» اين چوب «رخت آويز» اين خانه بوده تا چادر و لباس خود را بر آن آويزان كنند، يا مشك خود را بر آن بياويزند. چون يك مشك هم براى آوردن آب براى آنان خريده بودند، اين كل عروسى فاطمه سلام الله عليها بوده كه ابى داود در سنن خود به سند خود از بى بى عايشه و امّ سلمه (رضى الله عنهما) نقل ميكند.
شما چه فكرى ميكنيد؟ غير اعتقاد راسخ و كامل به دين و پستى دنيا در نظر آنها چه چيزى مانع مى شد كه پيغمبر اكرم (ص) پنج هزار درهم را در عروسى اين عروس و داماد مصرف مى كرد؟
در مدينه فقير زياد بود پيامبر هيچ وقت اين كار را نكرد، حتى راضى نشد يك پرده كهنه را بر دروازه خانه دخترش فاطمه ببيند.
«فَما رَأينا عُرساً احسنُ مِن عُرسِ فاطِمَة». اين جمله
اخير بى بى عايشه و امّ سلمه است كه مى گويند: «ما
هيچ عروسى بهتر از عروسى فاطمه نديديم.» چرا؟ چون پر از معنويت بود.