علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٧ - بررسی و ارزيابی وجوه جمع بين روايات «اهل الذكر»


«اولی الامر»،[١] «متوسمین»،[٢] «اوتوا العلم»،[٣] «من عنده علم الکتاب»[٤] و... یاد می‌کند. قرآن اهل بیت را با این اوصاف یاد کرد تا تعظیم و تکریم آنان باشد.[٥]

چهارم. احتمال دارد جمله «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ ...» معترضه باشد؛ مانند آیه تطهیر[٦] که به صورت جمله معترضه در متن آیاتی که همسران پیامبر را مورد خطاب قرارداده، واقع شده است. این در صورتی است که بر قول اکثر مفسران مشی کنیم و سیاق را در باره مشرکان و مورد سؤال را تردید و انکار آنان نسبت به بشر بودن انبیا در نظر گیریم.

پنجم. با توجه به نظر مرحوم فیض کاشانی که ملاحظه کردید و به طور مشروح‌تر نظر علامه در ذیل آیه ١١٥ سوره بقره و آیه ٩١ سوره انعام که می‌فرمایند عبارت «قلِ اللهُ ثمَّ ذرهم فی خَوْضِهم یلعبون» از بقیه بخش‌های آیه استقلال دارد،[٧] می‌توان گفت که آیه «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ ...» مانند آیه فوق هرگاه به صورت ترکیبی دیده شود، بنا به سیاق اهل الذکر، اهل کتاب خواهند بود و اگر عبارت «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ ...» را به صورت استقلالی بنگریم، این تعبیر از سایر تعابیر دیگر آیه مستقل بوده و منظور از آن فقط اهل بیت هست. شاید این که تمام روایات نیز تنها به همین بخش از آیه استناد کرده تأییدی برای این قول باشد.

ششم. صحابه‌ای که شاهد نزول وحی بوده‌اند، اهل الذکر را اهل الکتاب نمی‌دانند؛ جز ابن عباس که از وی در این باره دو قول متعارض نقل شده و ملاحظه کردید.

اهل الذكر در سطح تأویل

اگر آیه را در سطح تأویل در نظر آوریم، باز می‌توانیم از این نظریه بدین صورت
دفاع کنیم:

یکم. آیه «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ ...» از نوع آیاتی است که تأویلش پس از تنزیل آن محقق می‌شود؛ نظیر آیه «وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ»[٨] که در باره عصر ظهور است و قوم موعود امام مهدی _ عجل الله تعالی فرجه الشریف _ و


[١]. الکافی، ج٨، ص٣٢، ح ٥.

[٢]. به طور نمونه، ر.ک: الکافی، ج٣، ص٤٩٧- ٥١٩.

[٣]. سوره توبه ، آیه ١١٩ (ر.ک: نورالثقلین، ج٢، ص٢٨٠؛ الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج٣، ص٢٩٠؛ كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج٥، ص٥٦٨ و ٥٦٩).

[٤]. سوره نساء ، آیه ٥٩ (ر.ک: نورالثقلین، ج١، ص٤٩٧؛ كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج٣، ص٤٣٧ و ٤٣٨).

[٥]. سوره حجر ، آیه ٧٥ (ر.ک: نورالثقلین، ج٣، ص٢٣-٢٥ ؛ كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج٧، ص١٤٨- ١٤٩).

[٦]. سوره عنكبوت، آیه ٤٩ (ر.ک: نورالثقلین، ج٤، ص١٦٥-١٦٦؛ كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج١٠، ص١٥٦-١٥٧).

[٧]. سوره رعد، آیه ٤٣ (ر.ک: نورالثقلین، ج٢، ص٥٢٢-٥٢٣).

[٨]. طبق قاعده بلاغی كه می‌گوید: گاهی وصف به جای اسم برای تعظیم و تفخیم است (ر.ک: جواهر البلاغه، ص١٠١).