علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧ - معقولیت ایمان
جاودانگی را قطعی نمیدانست و با این حال «از ژرفای روحش این ندا بر کشید: چه شکوهمند است خطر کردن! این خطر کردن وقتی بشکوه است که روح ما نمیرد. شرطبندی پاسکال از این جمله افلاطون برخاسته است».[١]
در حالی که به نظر میرسد در سنت اسلامی کمتر به این استدلال و کارآیی عملی آن توجه میشود، در سنت مسیحی و در غرب به شکل گستردهای طرح شده و پس از اشکالات متعددی که متوجه آن شده است، روایتهای اصلاح شده و دقیقی از آن به دست داده شده است که از عهده اشکالات بر میآید و از براهین عملگرایانه خوب به شمار میرود.
٦. اشکالات این استدلال
این استدلال در میان فلاسفه معاصر غرب بهدقت مورد تأمل و نظر قرار گرفته است
و در حالی که برخی آن را نوعی خودفریبی غیر اخلاقی میدانند، مدافعان آن را موجه
و دفاعپذیر میشمارند. این نقض و ابرامها موجب آن شده است که این استدلال
و این سبک نظرورزی بخش وسیعی از مباحث فلسفه دین را به خود اختصاص دهند. گستره این استدلال از مباحث الهیاتی فراتر رفته و در بحث نظریه تصمیم نیز مورد بحث واقع شده و کوشش میشود کاربست شرطبندی پاسکال در امور اجتماعی نشان
داده شود.[٢]
الف) بررسی چند سوء فهم
برخی از اشکالاتی که متوجه این استدلال شده است، بسیار نیرومند و برخی زاده بدفهمی در باب مدعای این استدلال به شمار میروند. در برخی نوشتههایی که در تقریر و نقد شرطبندی پاسکال منتشر میشود، گاه نقدهایی متوجه وی میگردد که زاده سوء فهم از مدعا و کارکرد استدلال است و فارغ از درستی یا نادرستی این اشکالات، ربطی به مدعای این استدلال ندارد. در این جا نخست تنها چهار بدفهمی رایج را _ که در میان برخی مقالات منتشر شده فارسی دیده میشود _ معرفی میکنم و سپس به اشکالات جدی خواهم پرداخت. اولین بدفهمی در باره این استدلال، آن است که برخی تصور میکنند هدف این برهان «اثبات» خداوند است. با این تصور، کسانی کوشیدهاند کارآمدی این
[١]. A Dictionary of Philosophy P. ٢٦٣.
[٢]. درد جاودانگی، ص٨١.