علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦١ - جستاری در باره اصطلاح حدیث قویعلیّه
قوی، میزان ممدوح بودن راوی است، البته در خصوص راوی امامی مدحی که تالی ضعف باشد، نه تالی وثاقت و در خصوص راوی غیر امامی مدحی که تالی وثاقت باشد.
بنا بر این، چنان که ملاحظه گردید این قسم، حدیثی است که نازلتر از موثق و حسن و بالاتر از ضعیف است، در حالی که اصطلاحی که برای آن وضع گردیده، دچار کژتابی است و ذهن را به سوی معنای لغوی آن که معادل با حدیث معتبری که حتّی از حدیث صحیح نیز ارزشی افزونتر دارد، رهنمون میکند.
در حجّیّت این قسم از حدیث، در مواردی که اختصاص به روایات امامی غیر ممدوح و غیر مذموم و یا غیر امامی ممدوح دارد، بسیاری از علما با دیدۀ تردید نگریستهاند.[١] حتّی افرادی که در حجّیّت حدیث موثّق نیز تردید کردهاند، حدیث قوی معادل آن را نپذیرفتهاند.[٢] در مقابل، برخی بسیاری از احادیث قوی را حجّت دانستهاند،[٣] ولی به هر حال، اعتبار آن از حدیث صحیح، حسن و موثّق پایینتر است.[٤]
به هر روی، تأسیس این اصطلاح با توجّه به تعاریف گوناگون مطرح شده برای آن و معیّن و محدود نبودن معنای آن، و نیز مبانی مختلف رجال شناختی عالمان شیعه برای تبیین دقیق ممدوح بودن راوی، گرهی از مشکلات مطالعات حدیث شناختی نگشود و نتیجهای جز تشتّت آرا و سردرگمی در پی نداشت. از این رو، جز اندک زمانی، مورد اقبال علما نیز قرار نگرفت و به نظر میرسد امروزه نیز ضرورتی بر استعمال آن وجود ندارد.
کتابنامه
_ اختیار معرفه الرجال، محمد بن عمر کشی، تصحیح: حسن مصطفوی، مشهد: دانشگاه فردوسی، ١٣٤٨.
_ إرواء الغلیل، محمد ناصر الدین البانی، بیروت: المکتب الإسلامی، ١٤٠٥ق.
_ أصول الحدیث، عبد الهادی فضلی، بیروت: مؤسسة أم القری، ١٤٢١ق.
_ ایضاح الفوائد، فخر المحققین محمد بن حسن، قم: المطبعة العلمیة، ١٣٨٧ق.
_ بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، محمد باقر بن محمدتقی مجلسی، دوم، بیروت:
[١]. «أما أن الحدیث قوی بمجموع طرقه، فذلك مما لا یرتاب فیه الباحث، و أما أن إسناده هذا حسن أو صحیح، ففیه نظر، فقد أعله ابن القطان بالجهالة فی عبد الرحمن و أبیه و جده» (إرواء الغلیل، ج٥، ص١٦٩- ١٧٠).
[٢]. «قال الذهبی فی الموقظة: من أخرج له الشیخان أو أحدهما علی قسمین: أحدهما من احتجا به فی الأصول، و ثانیهما من خرجاً له متابعة و استشهاداً و اعتباراً، فمن احتجا به أو أحدهما و لم یوثق و لم یمرض فهو ثقة حدیثه قوی، و من احتجا به أو أحدهما و تكلم فیه فتارة یكون الكلام تعنتاً و الجمهور علی توثیقه فهذا حدیثه قوی أیضاً، و یكون تارة الكلام فی حفظه فهذا حدیثه لا ینحط عن درجة الحسن الذی من أدنی درجات الصحیح» (به نقل از: فتح الملک العلی: بصحة حدیث باب مدینه العلم علی، ص٦٣- ٦٤).
[٣]. المجموع شرح المهذب، ج١٨، ص٢٦٨؛ سیر أعلام النبلاء، ج٣، ص١٢٧؛ نیل الاوطار، ج٧، ص١٣٢؛ تنقیح التحقیق فی أحادیث التعلیق، ج١، ص٣٥٤.
[٤]. سیر أعلام النبلاء، ج١، ص٤٠٠؛ فتح الباری، ج١٢، ص١٥٦- ١٥٧.