علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٥ - بررسی و ارزيابی وجوه جمع بين روايات «اهل الذكر»
عالم نباید بر علمش ساکت باشد و جاهل نیز نباید بر جهلش خاموش ماند؛ چون خداوند فرمود: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ». بنا بر این، سزاوار است برای مؤمن که از اهل الذکر بپرسد تا کیفیت عملش را بشناسد که آیا بر هدایت است یا برخلاف آن.[١]
در این حدیث نیز اهل الذکر مرجع و معیار تشخیص هدایت از ضلالت قرار گرفته و این تعبیر از موقعیت ویژه اهل الذکر حکایت میکند.
٥) قرآن در آیه ٤٣ و٤٤ سوره نحل در این باره چنین میفرماید:
وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ * بِالْبَيِّنَاتِ وَ الزُّبُرِ ... .
چون ذهن بیشتر مفسران به سیاق آیه معطوف بوده است، از این رو، «بالبیّنات و الزّبر» را متعلق به «ارسلنا» یا «نوحی» گرفتهاند؛ در حالی که بنا به احتمال برخی از مفسران «بالبیّنات و الزّبر» متعلق به «لا تعلمون» است[٢] و اگر ذهنیت پیشین نبود، این احتمال برای سایر مفسران نیز راجح مینمود. دراین صورت معنای آیه چنین میشود: اگر شما بینات و معجزات و نیز کتابها را نمیشناسید، از اهل الذکر بپرسید که مفهوم آن این است که: اهل الذکر بینات و کتابها را میشناسند. واقعیت موجود در زندگی ائمه اهل بیت _ علیهم السلام _ نشان میدهد که تنها آنان از تعالیم انبیا و محتوای کتابهای آنان آگاه بودند و افرادی دیگر چنین اطلاعی نداشتند. برای تطبیق این واقعیت کافی است چند باب از ابواب کتاب الحجه الکافی، مانند بابهای «إن الائمة ورثوا علم النبی و جمیع الانبیاء و الاوصیاء»، «ما عند الائمة من آیات الانبیاء» و «إن الائمة عندهم جمیع الکتب التی نزلت من عندالله» را مرور کنیم[٣] و در تعیین مصادیق آن نیز به کتابهای روایی از جمله روضة الکافی و تحف العقول حرانی بنگریم که در آنها ائمه طاهرین از تعالیم کتابهای آسمانی گذشته خبر دادهاند. امام صادق _ علیه السلام _ در بخشی از نامه خود به یارانش مینویسد:
قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ الْقُرْآنَ وَ جَعَلَ فِيهِ تِبْيَانَ كُلِّ شَيْءٍ، وَ جَعَلَ لِلْقُرْآنِ وَ لِتَعَلُّمِ الْقُرْآنِ أَهْلًا لَا
[١]. سوره طلاق، آیه ١٠- ١١.
[٢]. عیون اخبار الرضا_ علیه السلام _ ، ج١، ص٢٣٩؛ تحف العقول، ص٤٣٥؛ امالی الصدوق، ص٥٣٢؛ بحار الانوار، ج٢٣، ص١٧٣، ح ٢.
[٣]. الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج٥، ص١٣٣.