گلزار فضیلت : مشاهیر مدفون در تکیه فاضل هندی در تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ١٢١ - نمونه اشعار
در میان بحر احسان تو، خود را روز و شب
نسر طایر، همچو مرغان شناور یافته
تارک سلطان هفت اقلیم، یعنی آفتاب
از غبار نعل نعلین تو، افسر یافته
نیست تنها رتق و فتق ملک، با کلکت که نیز
دسترس، در حل و عقد کار اختر یافته
این تویی در بارگاه داوری، مسندنشین
یا سلیمان جای در کاخ سکندر یافته؟
در شعاع پرتو رای جهان آرای تو
خویشتن را آفتاب از ذره کمتر یافته
حاجب درگاه گردون اشتباهت، پیش پای
بر زمین دائم سر فغفور و قیصر یافته
سده ایوان کیوان پایه ات، از بس علو
خویش را در رتبه یکسان با دو پیکر یافته
بارگاه رفعتت جایی است، کاین چرخ بلند
اوج خود را با حضیض آن، برابر یافته
منتقم هر جا که قهر توست، آن جا روزگار
باز را از بیم، مقهور کبوتر یافته
ذرّه اندر سایه ات، گردیده افزون زآفتاب
آهو از عون تو نیروی غضنفر یافته
گشته هر جا جلوه گر، نور ضمیرت آفتاب
در خوی خجلت چو بط، خود را شناور یافته