گلزار فضیلت : مشاهیر مدفون در تکیه فاضل هندی در تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٨٠ - آیه اللّه العظمی سیّد یوسف خراسانی
شفتی به استقبال شاه می روند. هنگام ورود به شاه در نزدیکی کاشان، شاه به آنها می گوید: خون اصفهان زیاد شده، باید آن را فصد کرد. حاج سیّد یوسف در جواب می گوید: طبیب حاذق اول تنقیه و تصفیه می نماید، بعد اگر لازم شد فصد می کند. اتفاقاً این کلمه متبوع شاه می افتد و با سیّد رشتی ملاطفت می کند.
میر سیّد علی جناب همچنین حکایت زیر را که بیان گر نهایت تواضع و وارستگی این عالم ربّانی است نقل کرده است: وقتی بچه رعیّتی خاشاک کش، بارش به زمین ریخته بوده و اسباب ضبط او را نداشته، تنها ایستاده و گریه می کرده است. سیّد با جمعی همراه می رسند. به همراهان خود می گوید که با بچه رعیّت مساعدت کنند. آنها می خواهند پولی به او بدهند و رد شوند. سیّد نظر به این که ملتفت می شود بچه رعیّت از ضبط خاشاک بیشتر خوشحال می گردد تا پول؛ خود شخصاً با دو دست خاشاک ها را جمع نموده و بار می کند و به همراهان خود دستش رانشان می دهد که چیزی از او کم نشده است.[١]
سیّد یوسف در غایت زهد و تقوی و قناعت به سر می برده و کراماتی از او نقل شده است. علّامه طهرانی در "الکرام البرره" به یکی از کرامات او اشاره کرده که وی با غذایی اندک جمعی کثیر را اطعام نموده و با انداختن عبای خود بر روی ظرف طعام و بیرون آوردن غذا از زیر آن تمام میهمان های خود را غذا داده است.
وی می نویسد: "الحاج السیّد یوسف بن السیّد محمّد الحسینی الخراسانی الاصفهانی. کان والده من العلماء فی قریه من قری گون آباد، ولمّا توفّی خلف جمله من الکتب فأخذها صاحب الترجمه الی اصفهان فی غایه الضیق والضنک والفقر، فاشتغل فی التحصیل حتّی صار من اجلّاء العلماء المعاصرین للسیّد حجّه الاسلام الحاج سیّد محمّد باقر وتوفّی قبله ودفن بتخت فولاد قرب لسان الارض ...
[١] ٧٧. الاصفهان، نسخه خطی.