گلزار فضیلت : مشاهیر مدفون در تکیه فاضل هندی در تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٢١٩ - استاد عرفان
بود. قول و فعلش مطابق اوامر خداوند، و همیشه به ذکر حق مشغول بود. سال ها خدمت عارف مشهور حاج محمّد جواد بیدآبادی معروف به سرجوئی شرفیاب و دست ارادت به او داده و از انفاس قدسی آن پیر روشن ضمیر، که استاد بسیاری از بزرگان و علمای اصفهان و غیره بود بهره مند شده، تا به مقام انسانیت رسید. الحق فرشته ای بود در لباس آدمی.[١]
وی مردی خلیق و مهربان و از جمله کسانی بود که عملاً درس دین و اخلاق به مردم می آموخت. مستحبّی از مستحبّات را ترک نمی کرد و مکروهات را عملاً جزو محرّمات می دانست.[٢]
در کتاب "مفاخر یزد" آمده: آیه اللّه طباطبائی دانشمندی پارسا و عارفی پرهیزکار و صاحب کرامت بود. او باطنی با صفا و ضمیری قدسی داشت و توفیق تشرف به محضر حضرت ولی عصر عجّل الله فرجه الشریف را یافته بود. پیش گویی ها و رؤیاهای صادقه ای نیز از او نقل گردیده است. احتیاط بسیار در مسائل شرعی، عشق وافر به اهل بیت علیهم السلام، مداومت بر تهجّد و زیارت عاشورا از خصوصیات بارز وی به شمار می رفت. او همچنین مخالفت شدیدی با حکومت پهلوی اول و دوم داشت و صراحتا آنان و عمّالشان را یزید و یزیدی می خواند. هرگز به ادارات دولتی نمی رفت و از غذای اشخاصی که در خدمت دولت بودند استفاده نمی کرد.[٣]
فرزند ایشان جناب حاج سیّد صادق طباطبائی در مقدمه کتاب "ولایه المتقین"اشرح حال جامعی از پدر والاگهر خود نگاشته اند که خلاصه ای از آن نقل می شود:
ایشان پس از فوت پدر و مادرشان در ابرکوه، جهت تحصیل علم به اصفهان
[١] ٢٤١. تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان ج ٢ ص ٣١٩.
[٢] ٢٤٢. دانشمندان و بزرگان اصفهان ج ٢ ص ٦٥٨.
[٣] ٢٤٣. مفاخر یزد ج ١ ص ٤٠٥.