تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ٢١٢ - موقعیّت جغرافیایی تکیه
فولاد و مزارات دیگر اصفهان است. وی عالمی خوش بیان و محبوب مردم بود. او را «شیخ بهایی» عصر خود لقب داده اند. در خصوص شخصیّت و زندگانی وی نوشته اند با آنکه سی چهل سال تمام امور قضایی اصفهان در دست او بود. شبی که درگذشت خانواده او نفت چراغ و نان شب نداشتند و این بیانگر بزرگی و ساده زیستی اوست.[١] وی از طبعی روان بهره داشت. از اشعار اوست:
از ریا آن کس بود خالی و دور
کز ثنای خلق ناید در سرور
کن کلاه خویش قاضی ای کیا
بین چسان هستی گرفتار ریا
.... از صدای رهرو مور سیاه
روی سنگی نرم اندر شامگاه
این ریا اندر شما مخفی تر است
کی به آسانی توان زو باز رست
٢ - آقا سیّد محمّدباقر درچه ای: فرزند سیّد مرتضی.[٢] متوفّی ١٣٤٢ ق. علّامه فقیه استادالعلماء و از مراجع تقلید. صاحب یک دوره فقه و اصول در شانزده جلد. در خصوص ساده زیستی و زهد و تقوای وی حکایت ها نقل کرده اند. وی در مدرسه ی نیم آورد به مدّت ٣٨ سال به تدریس و تألیف پرداخت. از شاگردان برجسته ی او می توان به شیخ اسماعیل معزّی، آیت اللّه بروجردی، حاج آقا رحیم ارباب و بیش از پنجاه عالم برجسته دیگر اشاره کرد.[٣] میرزا حسن خان جابری انصاری در تاریخ فوت وی سروده است:«باقر از علم الیقین شد جانب عین الیقین».
[١] ٣٣٤. کتابی، محمّدباقر: رجال اصفهان، ص ١٨٤ .
[٢] ٣٣٥. سلسله نسب ایشان در کتاب مکارم الآثار، ج ٥، ص ١٧٦٦ .
[٣] ٣٣٦. ر. ک: موسوی درچه ای، سیّد تقی: ستاره ای از شرق(شرح احوال و وقایع عصر علّامه درچه ای).