تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ٣٣٦ - ب) - گلستان شهدا
تصویر
شهید خرازی و شهید کاظمی
جمعه آخری نشسته بود توی جمع چهار نفری خانواده. یک دفعه گفت یکی برود برای من قلم و کاغذ بیاورد می خواهم وصیت نامه بنویسم. گفتند: بابا تو را به خدا این دفعه را کوتاه بیا. کاغذ و قلم نداریم. کوتاه نیامد.
یه روز جمعه رفتم گلستان شهدا، نزدیکی های مزار شهید خرازی که رسیدم، خنده ام گرفت. دیدم یکی آن جا نشسته است. با خودم گفتم: این طرف از ما اهل حال تره. جلوتر که رفتم دیدم حاج احمد است. سرش را پایین انداخته و ذکر می گوید و اشک می ریزد. مرا که دید کنار قبر شهید خرازی را نشان داد و گفت اینجا را می بینی جای خوبیست. خدا قسمت کنه. خندیدم و به شوخی گفتم شما شهید بشوید، ما توی همین یک ذره جا از خجالتتون در می آییم. چشمانش برق زد و گفت: قول دادیا. توی وصیت نامه اش نوشته بود: «خدایا من شهادت را از تو زمانی می خواهم که از همه چیز خبری هست الا شهادت». اولین مطلبی که برای شهادتش نوشتند این بود:
اگر آه تو از جنس نیاز است
در باغ شهادت باز باز است[١]
از شروع جنگ تحمیلی تا کنون حدود ٧٣٠٠ شهید در سی و پنج قطعه گلستان شهدا دفن شدند.
[١] ٥٤٦. ماهنامه طراوت، ش٣٧، ص ٢٢.