تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ١٥١ - بزرگان مدفون در این تکیه
که زیر بغل های او را بگیرند تا وی نیز چند قدمی به مشایعت جنازه ی دوست عزیزش برود. امّا بیشتر از چند قدم نتوانست جلوتر برود. سه شب از ماجرا نگذشته بود که یکی از شاگردان حکیم جهانگیرخان، او را در خواب می بیند که به وی می گوید: از آخوند تشکّر کن که به مشایعت جنازه ی من آمد. زیرا در چند قدمی که آمدند اذکاری را دنبال جنازه ام گفت که این اذکار سبب شد من از برزخ نجات پیدا کنم. برو از او تشکّر کن و به او بگو: «الحق که حق رفاقت را بجا آوردی».[١]
٣ - سیّد محمّدجواد مسائلی: فرزند آقا سیّد محمّد ترک. متوفّی ١٣٤٠ ق. عالم و فقیه فاضل.
٤ - سیّد محمّد نجم اصفهانی: متوفی ١٣٤٧ ق. عالم فقیه و مفسر قرآن. از آثارش: الف) تفسیر منظوم قرآن(در ٣٠ جلد) ب) مصابیح الاعجاز(شرح گلشن راز) ج) دیوان اشعار.[٢]
٥ - سیّد فخرالدین موسوی خوانساری: فرزند سیّد محمّدرضا. متوفّی ١٣٤٨ ق. عالم بزرگوار و برجسته و از شاگردان آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، حکیم جهانگیرخان و آخوند کاشی بود و در مدرسه صدر تدریس می نمود. ماده تاریخ فوتش اینست:
آه همایی کشید از دل و با صد فسوس
از پی تاریخ گفت: «شد بجنان فخر دین»[٣]
٦ - سیّد محمّدرضا رضوی خوانساری: متوفّی ١٣٣٩ ق. عالم فاضل فقیه
٧ - نوراللّه نور شرق: فرزند علی محمّد دهاقانی. متوفی ١٣٣١ ش. دانشمند فال وارسته، صاحب روزنامه ی نور شرق. پدرش از روحانیون و خودش از اوّل جوانی وارد جرگه طلاب علوم دینی شد و ادبیات و فقه و اصول را به کمال رسانید و به درجه ی اجتهاد رسید. به مدّت دو سال روزنامه ی نور شرق را به مساعدت حاج آقا نوراللّه نجفی منتشر کرد. در نوشته هایش با فساد و بی دینی مبارزه می کرد و در عقاید خود ثابت قدم بود. در تاریخ فوتش سروده شد:
گفت آزاد بهر تاریخش
که «شده نور شرق پنهان، حیف»[٤]
٨ - سیّد محمّد بن محمود گلستانه: متوفّی ١٣٥١ ق. خوشنویس و استاد خط که نستعلیق را در نهایت استادی می نوشت. وی مدرسه ی علوم را در اصفهان تأسیس نمود. از این رو به «علوم»
[١] ٢١٨. میرخلف زاده، علی: داستان هایی از مردان خدا، صص ١٣٨ و ١٣٩ .
[٢] ٢١٩. قاسمی، رحیم: خبرنامه همایش اهل قلم، دی ماه ٨٤ ؛ و عقیلی و خلیلیان: جلوه قرآن در خاک تابان، ص ٧٠.
[٣] ٢٢٠. نصرالهی، غلامرضا: جزوه تخت فولاد سرزمین جاویدان(تکیه جهانگیرخان).
[٤] ٢٢١. مهدوی، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص ٥٢٦ .