بزم قدسیان: مشاهیر مدفون در تکیه تویسرکانی تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ١٤٣ - اوصاف
می کرد، در همان حال کتاب را باز کرده و مطالعه می کرد.[١]
او پیوسته مطالعه می کرد و تحصیل علم و معرفت را بر هرچیز حتی عبادت ترجیح می داد.
در نهایت استغناء و بزرگ طبعی زندگی می نمود. منزل او یکی از حجره های مدرسه صدر بود، سادگی و قناعت و زهد در زندگی او بسیار مشاهده می شد و اعتنایی به قیود و تعیّنات نداشت.
آیه الله سید مرتضی موحّد ابطحی در مصاحبه با مجلّه حوزه می گوید:
آقا سیّد علی نابغه بود. مرد شجاع و صریحی بود. یک وقتی سیّد سرابی از مشهد به اصفهان آمده بود و در سرای گلشن منبر می رفت. حرفهایی زده بود مخالف حکومت. از این روی وی را دستگیر کرده بودند. آقا سید علی اقدام کرد. دستگاه ناگزیر سید سرابی را آزاد کرد. بعد از این واقعه آقا سیّد سرابی به مدرسه صدر آمد و در جمع گفت: "إن عْدتم عْدنا".
به تقلید از سیّد سرابی، سیدی از اهل منبر که سواد و سطح علمی بالایی نداشت خواسته بود در مجلسی که آقا سید علی نیز حضور داشته بود حرف های مخالف حکومت بزند که آقا سیّد علی حرکت می کند و به پای منبر می رود و سیلی محکمی به صورت منبری می زند! مقصود آقا سیّد علی این بود که هر سخنی را گوینده ای لازم است. باید حرمت موقعیت ها را داشت.
ایشان بعد از مراجعت از نجف و مشاهده جوّ علمی آن جا گفته بود: من تا قبل از
[١] مجتهد نجف آبادی مقاله حجه الاسلام احمد عابدی ص ١٤٠.