جهاد اكبر - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩ - قدم اوّل در تهذيب

مى‌باشد؛ ليكن هر چه سن بالا رود ريشه گناه در قلب قوى‌تر و محكمتر مى‌گردد؛ تا جايى كه كندن آن از دل ممكن نيست. چنانكه در روايت است: قلب انسان ابتدا مانند آينه صاف و نورانى است. و هر گناهى كه از انسان سربزند، يك نقطه سياه بر روى قلب فزونى مى‌يابد، [٥٨] تا جايى كه قلب را سياه كرده، ممكن است شب و روزى بدون معصيت پروردگار بر او نگذرد. و به پيرى كه رسيد، مشكل است قلب را به صورت و حالت اول باز گرداند. شما اگر خداى نخواسته خود را اصلاح نكرديد و با قلبهاى سياه، چشمها، گوشها، و زبانهاى آلوده به گناه از دنيا رفتيد، خدا را چگونه ملاقات خواهيد كرد؟ اين امانات الهى را كه با كمال طهارت و پاكى به شما سپرده شده چگونه با آلودگى و رذالت مسترد خواهيد داشت؟

اين چشم و گوش كه در اختيار شماست، اين دست و زبانى كه تحت فرمان شماست، اين اعضا و جوارحى كه با آن زيست مى‌كنيد- همه امانات خداوند متعال مى‌باشد كه با كمال پاكى و درستى به شما داده شده است؛ اگر ابتلا به معاصى پيدا كرد آلوده مى‌گردد؛ خداى نخواسته اگر به محرمات آلوده شود، رذالت پيدا مى‌كند. و آن گاه كه بخواهيد اين امانات‌


[٥٨] از امام باقر (ع) روايت شده: ما من عبد إلّا و في قلبه نكتة بيضاء؛ فإذا أذنب ذنبا، خرج في النكتة نكتة سوداء؛ فإن تاب، ذهب ذلك السّواد. و إن تمادى في الذّنوب، زاد ذلك السّواد حتّى يغطّى البياض؛ فإذا تغظّى البياض، لم يرجع صاحبه إلى خير أبدا ... (هيچ بنده‌اى نيست مگر آنكه در قلب او نقطه سفيدى است. چون گناهى انجام داد، نقطه سياهى در آن پيدا شود. پس اگر توبه كند، آن سياهى از بين مى‌رود؛ و اگر به گناه ادامه دهد، بر آن سياهى افزوده شود چندانكه سفيدى را بپوشاند. و چون سفيدى پوشيده شد، صاحب آن قلب هرگز به نيكى و خوبى باز نمى‌گردد ...) «اصول» كافى، ج ٣، ص ٢٧٤، «كتاب ايمان و كفر»، «باب الذنوب»، حديث ٢٠.