جهاد اكبر - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢ - نكاتى از مناجات شعبانيه

مى‌باشد؛ لا اله الّا اللّه صورى گفته است. اگر، خداى نخواسته، خواستيد به كسى جسارت كنيد، اهانت نماييد، مرتكب غيبت شويد، بدانيد كه در محضر ربوبى هستيد؛ مهمان خداى متعال مى‌باشيد، و در حضور حق تعالى به بندگان او اسائه ادب مى‌كنيد؛ و اهانت به بنده خدا اهانت به خداست. اينان بندگان خدا هستند؛ خصوصا اگر اهل علم بوده در صراط علم و تقوى باشند. گاهى مى‌بينى كه انسان به واسطه اين امور به جايى مى‌رسد كه در وقت مرگ خدا را تكذيب مى‌كند! آيات الهى را منكر مى‌گردد: ثُمَّ كانَ عاقبةُ الّذين اساؤا السّواى أن كَذَّبوا بآياتِ اللَّه و كانوا بها يَسْتَهْزِؤن‌ [٣٨] اين امور بتدريج واقع مى‌شود. امروز يك نظر غير صحيح، فردا يك كلمه غيبت، و روز ديگر اهانتى به مسلمان و ... كم كم اين معاصى در قلب انباشته مى‌گردد، و قلب را سياه كرده انسان را از معرفة اللّه باز مى‌دارد؛ تا به آنجا مى‌رسد كه همه چيز را انكار كرده حقايق را تكذيب مى‌نمايد.

طبق بعضى آيات، به تفسير برخى از روايات، اعمال انسان به رسول خدا (ص) و ائمه طاهرين (ع) عرضه مى‌شود [٣٩] و از نظر مبارك آنان‌


[٣٨] «سپس سرانجام كار آنان كه كردار زشت مرتكب شدند اين شد كه آيات خدا را تكذيب كردند و بر آن فسوس كردند.» (روم- ١٠).

[٣٩] چنانكه آيه ١٠٥ سوره «توبه» اشاره دارد: وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إلى‌ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌. (و اى پيغمبر بگو [هر چه مى‌خواهيد] انجام دهيد. خدا و رسول خدا و مؤمنين اعمال شما را مى‌بينند و به زودى برگردانده مى‌شويد به سوى خداى داناى پنهان و آشكار، پس خبر دهد شما را به آنچه مى‌كرديد.) و أبو بصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود:

تعرض الأعمال على رسول اللّه، صلّى اللّه عليه و آله، أعمال العباد، كلّ صباح أبرارها و فجّارها فاحذروها. و هو قول اللّه تعالى. «إعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ». (اعمال بندگان، نيكوكار و بدكار، در هر بامداد بر رسول خدا (ص) عرضه مى‌شود. پس بر حذر باشيد. همين است معناى كلام خداوند بلند مرتبه: إعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عملكم و رسولُه‌) «اصول» كافى، ج ١، ص ٣١٨، «كتاب الحجة»، «باب عرض الأعمال على النبى (ص) و الائمة (ع)»، حديث ١ و ٢- ٦. تفسير برهان، ج ٢، ص ١٥٧.