جهاد اكبر - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧ - سفارش به طلاب
پند و عبرت بوده؛ صرف ديدن و نگاه به آنان باعث تنبه مىشد. هم اكنون در تهران، كه في الجمله اطلاع دارم، محلات آن با هم فرق دارد: در محلهاى كه عالم منزه و مهذبى زيست مىكند، مردمان صالح با ايمانى دارد. در محله ديگر كه يك نفر منحرف فاسد معمم شده، امام جماعت گرديده، دكان درست كرده است، مىبينى طايفهاى را فريب داده، آلوده و منحرف ساخته است. همين آلودگى است كه از بوى تعفن آن اهل جهنم اذيت مىشوند. اين تعفنى است كه عالم سوء، عالم بىعمل، عالم منحرف، در همين دنيا به بار آورده، و بوى آن در جهان ديگر شامه اهل جهنم را مىآزارد. نه اينكه در آنجا چيزى به او افزوده باشند؛ آنچه در عالم آخرت واقع مىشود چيزى است كه در اين دنيا تهيه گرديده است. به ما چيزى خارج از عمل ما نمىدهند. وقتى بنا باشد عالمى مفسده جو و خبيث باشد، جامعهاى را به عفونت مىكشد؛ منتهى در اين دنيا بوى تعفن آن را شامهها احساس نمىكند؛ ليكن در عالم آخرت بوى تعفن آن درك مىگردد. ولى يك نفر عوام نمىتواند چنين فساد و آلودگى در جامعه اسلامى به بار آورد. عوام هيچگاه به خود اجازه نمىدهد كه داعيه امامت و مهدويت داشته باشد، ادعاى نبوت و الوهيت كند؛ اين عالم فاسد است كه دنيايى را به فساد مىكشاند: اذا فسد العالم، فسد العالم. [٩]
[٩] غرر الحكم، ج ٧، ص ٢٦٩.