معراج- شق القمر- عبادت در قطبين - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩ - مقدمه

مذاهب ديگر شويد و بخواهيد مثلا يكى مسيحى واقعى و مؤمن باشيد با كمال تعجب مى‌بينيد وضع، وضع ديگرى است.

احساس مى‌كنيد يك سلسله عقائد در برابر شما چيده شده كه خواه ناخواه بايد به آن مؤمن باشيد و زياد درباره آن بحث و گفتگو نبايد بكنيد:

مثلا اگر بپرسيد مسئله تثليث در وحدت و به عبارت ديگر «خدايان در عين اين كه سه گانه‌اند يكى بيش نيستند، و در عين يگانگى، سه هستند! چگونه به عقل مى‌گنجد؟

به شما خواهند گفت: اين مطلبى است كه بايد آن را پذيرفت و با قلب به آن ايمان داشت و تعبداً قبول نمود!

اگر بپرسيد آيا عيسى مسيح فرزند واقعى خداست؟

حتماً به شما مى‌گويند: آرى!

اگر ادامه دهيد: فرزند واقعى براى خدا چه مفهومى مى‌تواند داشته باشد؟!

خواهند گفت: اين ديگر از اسرارى است كه بايد با قلب پذيرفت!

باز اگر سؤال كنيد: خدا براى چه منظورى فرزند خود را به اين جهان پرغوغا، در ميان اين بشر دوپا فرستاده است؟

مى‌گويند: براى اين كه قربانى گناه بشر بشود، و افراد