اهداف قيام حسينى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - ١ تغيير ارزشها
امّا با رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دوباره معيارها دستخوش تغيير و تحوّل شد، و در عصر خليفه سوم به حال سابق برگشت، و ثروتمندان و صاحبان فرزندان و نيروى انسانى بيشتر هر چند بويى از تقوا نبرده بودند، جاى انسانهاى متقى را گرفته، و به عنوان شخصيّتهاى اسلامى معرفى شدند. در عصر معاويه پيشقراولان و كسانى كه زودتر از همه اسلام را پذيرفته بودند كنار گذاشته شده، و آزادشدگان دست پيامبر صلى الله عليه و آله و فرزندانشان (طلقاء و ابنا طلقاء) كه اسلام را به اجبار و فشار محيط نه از روى ميل و علاقه و اشتياق، پذيرفته بودند سر كار آمدند. [١] در جنگ صفين تعداد فراوانى از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله در سپاه امام على عليه السلام و تنها افراد بسيار معدودى از صحابه خود فروخته در اردوگاه معاويه بودند. [٢] دستگاه بنىاميّه كه براساس
[١]. عثمان افراد فاسق و ظالمى چون وليد بن عقبة بن ابىمعيط را والى كوفه، و عبداللَّه غامربن كريز را والى بصره، و عبداللَّه بن ابىسرح را والى مصر، و مروان بن حكم را مشاور عالى خويش كرد. مطابق آنچه كه در كتاب الاستيعاب، ص ٦٩٠ و الاغانى، ج ٦، ص ٣٥٦ آمده ابوسفيان خود نيز به اين نكته اعتراف كرد، آنجا كه گفته است: «از آن هنگام كه خلافت به دست دو طايفه تيم و عدى (قبيله ابوبكر و عمر) افتاد، من نيز در آن طمع كردم». (عاشورا، ص ١٢٠)
[٢]. طبق روايتى ٣٠٠ تن از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله كه در بيعت رضوان و گروهى از آنها ازبدريون بودند، با على عليه السلام در جنگ صفين همكارى مىكردند، كه از اين جمع ٦٣ نفر در آن ميدان شهيد شدند. (پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج ٧، ص ٨٣).