اهداف قيام حسينى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - امام حسين عليه السلام و عدالت
گندمگون و نه گندمگون بر سياهپوست، مگر به تقواى الهى». [١]
ظلم و ستم روز به روز بيشتر مىشد تا زمانى كه خليفه سوم قدرت را در دست گرفت و در عصر او به اوج خود رسيد. بيتالمال به دست افراد خاصّى از بنىاميّه افتاد، پستها و مقامها بدون صلاحيّت و شايستگى در ميان بنىاميّه تقسيم شد [٢] و همين مظالم سبب شورش و انقلاب مردم بر ضدّ دستگاه خلافت گرديد.
اهل سنّت مدّعىاند: «عوامل خارج از مدينه دست به شورش و انقلاب زدند» به فرض كه اين سخن صحيح باشد، امّا چرا مردم مدينه مخصوصاً مهاجران و انصار در برابر اين ماجرا سكوت كردند و از دستگاه خلافت دفاع نكردند. معلوم مىشود كه آنها هم دل خوشى از حكومت نداشتند. حضرت على عليه السلام بارها با عثمان تماس گرفت، و وى را نصيحت كرد، و او را از پيامدهاى خطرناكى كه كارهايش در پى داشت آگاه كرد. امّا عثمان به نصايح حضرت توجّهى نكرد و همچنان به راه خود ادامه داد و شد آنچه كه نبايد مىشد.
در عصر معاويه اوضاع بدتر شد. هيچ كس نمىتواند انكار
[١]. تفسير نمونه، ج ٢٢، ص ٢٠٩ (چاپ جديد).
[٢]. شرح اين مطلب را در كتاب عاشورا، ص ١٣٤ به بعد مطالعه فرماييد.