اهداف قيام حسينى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - جنايات يزيد
مروان با شنيدن اين بيان كوبنده و مستدلِ امام حسين عليه السلام خاموش گشت و رفت.
اين هم اعتراف بعضى از دانشمندان اهل سنّت
ابن ابىالحديد مىنويسد: معاويه دوستى داشت كه هر روز به ملاقاتش مىرفت و از رازداران معاويه و اصحاب سرّ او بود. او مىگويد: «پس از شهادت على عليه السلام و امام مجتبى عليه السلام كه معاويه بر سرتاسر جهان اسلام مسلّط شده بود، به او گفتم:
معاويه! تو به آنچه كه خواستى رسيدى و اكنون حاكم بر تمام بلاد اسلام هستى، به بنىهاشم كمتر ظلم و ستم كن، و دستور بده كه ديگر بر فراز منابر على عليه السلام را سبّ و لعن نكنند. معاويه گفت: اشتباه مىكنى! بايد چنان كنم كه مسلمانان بر فراز مأذنهها نام پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را بر زبان نياورند. آرى! زمانى آرام مىگيرم كه نام محمّد را از بالاى مأذنهها به زير بكشم! «دفناً دفناً». [١]
جنايات يزيد:
عناد و دشمنى بنىاميّه مخصوصاً يزيد با اسلام، عناد
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج ٥، ص ١٣٠؛ و ترجمه و شرح نهجالبلاغه، ج ١، ص ٣٧٦.