اهداف قيام حسينى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - امام حسين عليه السلام و عدالت
كند كه معاويه براى خريدن افراد ضعيفالايمان و پراكندن اصحاب رسول اللَّه صلى الله عليه و آله از اطراف جانشين بر حق و بلافصلش على عليه السلام، چه پولهاى هنگفتى كه هزينه نكرد! آيا ظلمى بالاتر از اين تصوّر مىشود كه از بيتالمال مسلمين پولهاى هنگفتى به جاعلان حديث پرداخت شود تا بر ضدّ دومين شخصيّت جهان اسلام، حضرت على عليه السلام، و به نفع مهمترين دشمنان اسلام يعنى بنىاميّه حديث بسازند؟! [١]
جالب اينكه وقتى با برادران اهل سنّت در مورد جنايتهاى مختلف معاويه و يزيد و ديگر ظالمان بنىاميّه سخن گفته مىشود با اين جمله كه: «آنها مجتهد بوده و مطابق فتواى خود عمل كردهاند، و مجتهد نيز ممكن است اشتباه كند!» تمام
[١]. ابن ابىالحديد در شرح نهجالبلاغهاش، ج ١١، ص ٤٤ به بعد مىگويد: «معاويه به واليان شهرها نامه نوشت و طى بخشنامهاى به همه آنان ابلاغ كرد كه علاقهمندان عثمان و آنان كه فضايل و مناقبش را نقل مىكنند از مقرّبان دستگاه حكومتى قرار داده و مورد اكرام و احترام ويژه قرار دهند، واگر كسى روايتى را در فضيلت وى نقل كند علاوه بر نام او، نام پدر و خويشاوندانش را بنويسند تا به همه آنها پاداش دهم!».
اين بخش نامه اجرا شد و در نتيجه جوايز و پاداشهاى فراوانى ميان مردم سرازير گرديد و چند سالى به همين منوال گذشت، تا آنكه بار ديگر نوشت: «احاديث در فضايل و مناقب عثمان فراوان شد! از اين پس از مردم بخواهيد تا در فضايل ديگر صحابه- به ويژه آن دو خليفه- به نقل حديث بپردازند و در برابر هر حديثى كه در فضيلت على عليه السلام نقل شده است، با نقل همان فضايل براى ديگر صحابه به مقابله با فضايل على عليه السلام بپردازند!». (عاشورا، ص ١٨٠)