اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٩٩ - نظرات مهدی حائری یزدی
دانشگاه جرج تاون مؤسسه اخلاقیات کندی گذرانده است. حائری در مدرسه فیضیه قم درس خوانده که بنیانگذار آن پدرش بوده و پس از او آیت الله خمینی در آن تدریس کرده است. حائری در اوایل دوران چهل سالگی خود به آمریکای شمالی رفت تا فلسفه غرب را مطالعه کند. او به دانشگاه مک گیل رفت و از دانشگاه میشیگان یک فوق لیسانس و از دانشگاه تورنتو یک دکتری دریافت نمود.
٤- مشاور سیاسی مذاکره را با اظهار این نکته شروع کرد که هیأت نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در تهران بیشتر این موضع را داشت که برقراری تماسهای خود را به مقامات دولتی و ایرانیانی که سوابق تحصیلی به سبک غربی داشتند، محدود کند و این بی مبالاتی بوده است. بنابراین، نظر این هیأت درباره مرکزیت دائمی اسلام در زندگانی بسیاری از ایرانیانی که از این دایره برگزیده، بیرون بودند به خطا بود. او گفت که هیأت سعی دارد که از آن اشتباه درس بگیرد و بنابراین از حائری خواست که قبل از بازگشت به آمریکا جهت از سرگیری بورسیه خود در جرج تاون افرادی را از میان گروه رهبری دینی توصیه کند که ممکن است حاضر باشند با مقامات سفارتخانه ملاقات کنند به قصد اینکه در موضوع اسلام و نهضت خمینی آنها را روشن نمایند.
٥- حائری گفت که باید درباره این درخواست بیشتر تأمل نماید زیرا که تعداد خیلی کمی هستند که هم در سیستمهای فکری اسلام و هم غرب وارد باشند و به این ترتیب بتوانند این شکاف ارتباطی را پر کنند. او گفت که نمی خواهد اهمیت ادراکات غلط آمریکا را کوچک نشان دهد اما افزود که مهم است که به خاطر داشته باشیم که در طرف ایران نیز جهات عظیمی بوده و هست. او متذکر شد که خمینی در سنت اسلامی طلبگی دارای سابقه ای قوی است اما از جهان غیراسلامی تقریباً چیزی نمی داند. حائری گفت که او غرب را درک نمی کند و با ترسی که از چیز ناشناخته دارد از آن متنفر است. و با این وجود، خمینی در مقایسه با اکثر روحانیونی که او را دوره کرده اند و به او توصیه می کنند ذهنش نسبتاً بازتر است.
٦- حائری مسئله پر کردن شکاف ارتباطی را مسئله ساده ای تلقی نکرد. او گفت که جمع آوری اطلاعات پراکنده کار چندان مفیدی نیست. روند یادگیری ادراک باید با مبانی سیستم فکری شروع شود. دانش سطحی استفاده کمی دارد و این دقیقاً به دلیل آن است که با تغییر اوضاع ربط خود را به موضوع از دست می دهد. نگاه کنید به اکثریت عظیم ایرانیانی که در خارج تحصیل می کنند. اما هنگامی که به ایران بازمی گردند و با اوضاعی متفاوت از آنچه که به محل تحصیلشان ربط داشت مواجه می شوند قادر نیستند دانش خود را به کار بندند. اگر آنها واقعاً می خواهند که سیستم فکری فرهنگی را که در آن مطالعه می کند فراگیرند امکان دارد با مسایلی که متعاقباً در ایران پیش روی خواهند داشت به طرز عقلی، منطقی و سیستماتیک برخورد کنند و به این ترتیب با آنها بسر کنند. اما از آنجایی که عده کمی یاد می گیرند که چگونه یاد گیرند، دانش سطحی آنها عمدتاً در ایران به هدر می رود، به همین ترتیب، محققین