اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٩٥ - عراق، تشیع و ایران
بخارست و بلگراد گذاشتن تأثیر مثبت بر چین است. سخنران مزبور زمان دعوت از تنگ شیائو پنگ به آمریکا را که دقیقاً قبل از امضای احتمالی پیمان سالت صورت گرفته است (و انتقاد کیسینجر در این ارتباط)، و اینکه برژینسکی توصیه کرده بود که برخی اطلاعات سرّی در مورد توان نظامی آمریکا را در اختیار چین بگذارند، و قبول بند آنتی- هژمونی در اعلامیه طرفین را نمونه ای از بداخلاقی های آمریکا دانست. می توان پیش بینی کرد که از نظر آنها نگرش آمریکا با نگرش صدراعظم اشمیت که به هم پیمانان خود در کنفرانس گوادلوپ اطلاع داد که اتحاد شوروی در روابط با دولت های آزاد از چین پیشی گرفته است، متفاوت است. سخنران (با اشاره به مطبوعات غربی) پرسید مگر آمریکا تا کجا می تواند بدون برهم زدن توازن روابطش با اتحاد شوروی و چین، سیاست طرفداری از پکن را دنبال کند؟
[٥]- سخنران درباره فعالیت های نظامی چین به تشکیل یک حوزه نظامی غربی جدید اشاره کرد و مدعی شد که چین دارای موشک هایی با بُرد ١٠ هزار کیلومتر [عیناً] است. در عین حال، او جنگ با چین را بسیار بعید دانست و (با اشاره به گزارش های ژاپن) گفت که حتی اگر چین به هانوی حمله کند، این حمله چندان گسترده نخواهد بود. سخنران در پاسخ به این سئوال که موازنه نسبی قوا بین چین و ویتنام را چگونه ارزیابی می کند گفت که ویتنامی ها، نیروی نظامی قوی، با تجربه، و مجهزی دارند، و علاوه بر آن از جنگده های فانتوم آمریکایی نیز بهره می گیرند. (توضیح: نوع صحبت های سخنران درباره جنگ احتمالی بین چین و ویتنام مطابق با پیش بینی های گزارش سفارت آمریکا در مسکو شماره ٣٣٥٥ است، و احتمالاً جنبه تبلیغاتی دارد- یعنی کم اهمیت جلوه دادن شدت بحران، گفتن این مسئله که هانوی آنقدر قوی هست که به تنهایی از عهده چین بربیاید، و پرهیز از ذکر روابط ویتنام و شوروی و یا درگیری آمریکا و چین بر سر ویتنام، که ممکن بود مسئله مسئولیت شوروی در صورت وقوع جنگ را مطرح کند.) بوکانان
عراق، تشیع و ایران
سند شماره ٥٧
محرمانه١٣ فوریه ١٩٧٩ ٢٤ بهمن ١٣٥٧
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا، بغداد ٠٣٤٦به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.
موضوع: عراق، تشیع و ایران
١- (محرمانه تمام متن)
٢- با سقوط دولت بختیار و عملاً حاکم شدن آیت الله خمینی در ایران، ظاهراً یکی از عواقب هرج و مرج در این کشور (البته از نظر عراقی ها) رخ نموده است. اگر آنگونه که تصور می شود عراقی ها واقعاً دلایل قانع کننده ای برای نگرانی از تأثیر بالقوه ظهور یک جمهوری اسلامی در ایران بر جمعیت شیعه عراق دارند، مسلماً این نگرانی ها حالا توجیه پیدا کرده است.