اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٣٤ - نامه کاردار (لینگن) به ویلیام کلارک
توضیح داد که گروه ١٧ شهریور (به تلکس تهران ٩١٧٥ مراجعه کنید) مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است. او مدرکی دال بر اثبات ادعایش ارائه نداد.
٥- مأمور امنیتی از کاشانی پرسید که چرا او دو مأمور امنیتی را تهدید به مرگ کرده است. او اقرارکرد که در آن لحظه خیلی عصبانی بوده ولی هیچوقت فکر چنین کاری را هم نخواهد کرد. مأمور امنیتی به کاشانی خاطرنشان ساخت که این کار عاقلانه نخواهد بود.
٦- مأمور امنیتی برای کاشانی روشن کرد که اخراج او از سفارت به دستور وزارت امور خارجه ایران بوده و خاطرنشان کرد که چندین بار به او تذکر داده شده و به وزارت خارجه نیز در مورد اعمال افرادش شکایت شده است. او فقط سر تکان داد و گفت که افرادش خیلی بی شعورند.
٧- در پایان ملاقات کاشانی گفت که می خواهد برای آمریکا ویزا بگیرد. این تقاضا رد شد.
٨- نظریه: وضع کاشانی مبهم است. کمی بعد از اخراجش از سفارت، یزدی (وزیر خارجه) به کاردار گفت که کاشانی بازداشت است. در شب یکشنبه گذشته (٨:٢٠) از وزارت خارجه به کاردار تلفن شد. تلفن کننده امیر شکوهیان (رئیس امور معاهدات وزارت خارجه) بود که همین الآن از ملاقات کاشانی با مقامات سفارت مطلع شده بود. شکوهیان در حالیکه به ملاقات مأمور امنیتی با کاشانی خیلی حساسیت نشان می داد، گفت که کاشانی مخفی و تحت تعقیب دولت موقت ایران است. شکوهیان از کاردار تقاضا کرد که به محض مراجعه مجدد کاشانی به سفارت به او اطلاع دهند تا نیروهای امنیتی را برای دستگیری او اعزام کند. کاردار در این باره تعهدی ندارد. لینگن
* توضیح: بعد از اخراج او و بعد از اظهار ناراحتی های آمریکاییان از او به دولت، به سراغ آمریکاییان آمده و اظهار داشته حاضر است عملیات ویژه انجام دهد (مهم).
نامه کاردار (لینگن) به ویلیام کلارک
سند شماره ٣٠٢
٢٣ اوت ١٩٧٩ ١ شهریور ١٣٥٨
سفارت آمریکا در تهران ایران
[موضوع: نامه کاردار (لینگن) به ویلیام کلارک]
آقای کلارک عزیز:
بدین وسیله دریافت یادداشت مورخه ١٩ اوت شما، که بامداد روز عزیمت از تهران در سفارت گذاشتید تأیید می شود. ما خواهیم کوشید هر اندازه که ممکن باشد در مورد مسئله روادیدی که شما فرستاده اید کمک کنیم.
من می خواهم همچنین از شما به خاطر صحبت با دکتر یزدی درباره شرایط امنیتی ما در اینجا در محوطه (سفارت) تشکر کنم. من گمان می کنم که تا اندازه زیادی به علت این مکالمه بود که بامداد روز بعد دکتر یزدی به من تلفن کرد و درباره امنیت اینجا پرسشهایی کرد و بار