اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٩٠ - گزارش وضعیت ایران، ٩ ٨ آوریل ١٩٧٩
١٧- از ١٧ تا ٢١ حذف شده است.
٢٢- جزییات: (محرمانه)
الف- (بدون طبقه بندی) اعدام سپهبد ربیعی و خواجه نوری: در ساعت ٠١:٣٠ بامداد امروز، دوشنبه ٩ آوریل، سپهبد امیرحسین ربیعی، فرمانده و رئیس سابق ستاد نیروی هوایی و سپهبد علی محمد خواجه نوری، رئیس سابق جی٣ ستاد عالی فرماندهی در تهران تیرباران شدند.
سپهبد ربیعی در جریان محاکمه اش در روز گذشته گفت که متأسف است که برای کسی (شاه) کار می کرده که او را نمی شناخته است. او گفت زمانی شاه را شناختم که ژنرال هایزر تصمیم گرفت او را از ایران بیرون بیندازد. بر اساس گزارش ها، سپهبد خواجه نوری گفت که چون اطلاعات سیاسی کافی نداشتم، نمی دانستم واقعاً چه خبر است.
نظریات تهیه کننده گزارش (محرمانه): مرگ دو رهبر نظامی بزرگ نقطه آغاز دور دیگری از اعدام افسران ارشد ارتش است. محاکمه مجدد و اعدام ربیعی هم برای ما و هم برای تمامی افسران نیروی هوایی که اخیراً با آنها صحبت کرده بودیم، غیرمنتظره بود. ما دیگر امیدی به زنده ماندن سپهبد مقدم و سایر ژنرال های ارتش که احتمالاً سپهبد بخشی آذر نیز در میان آنهاست، نداریم. وابسته نظامی سعی دارد از طریق مقر نیروی هوایی ایران، محل اقامت خانم ربیعی را پیدا کند.
ب- (بدون طبقه بندی) انتصاب دریادار مدنی به مقام استانداری خوزستان: در روز ٨ آوریل دریادار مدنی به سمت استاندار خوزستان منصوب شد، ولی پُست خود در مقام رئیس ستاد نیروی دریایی را نیز حفظ خواهد کرد. مدنی ابراز داشت که خوزستان نه فقط به دلیل نفت بلکه در آینده به دلیل کشاورزی از مهمترین مناطق کشور است. او گفت که سالها در خوزستان بوده و با این منطقه کاملاً آشناست. مدنی افزود که سعی می کند کار و مسئولیتش را در استان از یکدیگر جدا کند و نهایت تلاشش را برای انجام وظیفه در این استان انجام خواهد داد. مدنی همچنین گفت که کارش موقت خواهد بود.
نظریات تهیه کننده گزارش (محرمانه): مدنی در این شغل دومش نیز همچون زمانی که وزیر دفاع بود، چندان موفق عمل نمی کند و احتمالاً مدت زیادی در این پُست باقی نخواهد ماند. از آنجایی که مدنی با مشکلات زیادی در خوزستان مواجه خواهد شد، دریادار علوی، جانشین رئیس ستاد نیروی دریایی قدرت روز افزونی خواهد یافت که این مسئله به نفع نیروی دریایی خواهد بود.
ج- (بدون طبقه بندی) تظاهرات بیکاران: در طول چند روز گذشته بیکاران در سرتاسر ایران دست به تظاهرات و راهپیمایی زده اند. روزنامه های فارسی زبان گزارش می دهند که ٥٠٠٠ نفر (البته عدد ١٠٠٠ به حقیقت نزدیک تر است) به سوی منزل آیت الله طالقانی راهپیمایی کردند. آنها گفتند که کار می خواهند، حقوق می خواهند، و نباید اخراج شوند. آنها گفتند که فقط حرف زدن کافی نیست، و دولت باید کاری بکند. این راهپیمایی خشونت آمیز