معارف اسلامی
(١)
آفرينش - شهبازی عصمت
١ ص
(٢)
ساقيا -
٢ ص
(٣)
خواست من باشم - احمدی دوستدار ساناز
٣ ص
(٤)
بهشت، پاداش کارآفريني و مهارتآموزي - خالقی محمدهادی
٤ ص
(٥)
شکسته شدن تقارن - ابراهیم پور زهرا
٥ ص
(٦)
اول دفتر - ملکی رقیه
٦ ص
(٧)
نامه - ابراهیم پور زهرا
٧ ص
(٨)
جانِ جان -
٨ ص
(٩)
گفتوگو - قصیری بهمند سودابه
٩ ص
(١٠)
فنآوريهاي جديد، چشمانداز جديد - مهرپناه نازنین
١٠ ص
(١١)
درد دل - شیری علی اصغر
١١ ص
(١٢)
منظومه - بیرانوند فاطمه
١٢ ص
(١٣)
کشف حجاب - امینی عبدالله
١٣ ص
(١٤)
گزارش - مشهدی رستم فاطمه
١٤ ص
(١٥)
گپ و گفت با مخترعي که بالا رفتن از پلهها را براي سالمندان و معلولان آسان کرده است - حاجیان زهره
١٥ ص
(١٦)
زنان، کارآفرينان برتر آينده - قدوسی نفیسه
١٦ ص
(١٧)
یاد ایام - ندیری رقیه
١٧ ص
(١٨)
بحر طويل در رثاي جانسوز طفلان مسلمبنعقيل(ع) - صغیر اصفهانی مرحوم محمدحسین
١٨ ص
(١٩)
روانشناسي کارآفريني - حسینی راد فاطمه
١٩ ص
(٢٠)
گفتو گو - قصیری بهمند سودابه
٢٠ ص
(٢١)
و اما بعد - هاشمی سید سعید
٢١ ص
(٢٢)
چند کلمه با شما - فریبرز سهیلا
٢٢ ص
(٢٣)
کار و کارآفريني! - اشتیاقی محسن
٢٣ ص
(٢٤)
گفتوگو - قصیری بهمند سودابه
٢٤ ص
(٢٥)
تقديم به استادم دکتر سيروس شميسا - باباجانی علی
٢٥ ص
(٢٦)
صلح - بیرانوند فاطمه
٢٦ ص
(٢٧)
نسل سوم - شیری علی اصغر
٢٧ ص
(٢٨)
پارک پلاس - فریبرز سهیلا
٢٨ ص
(٢٩)
دستان کوتاه - مؤمنی سمیه
٢٩ ص
(٣٠)
براي افزايش کفايت خود، بايد - رمضانی قاسم
٣٠ ص
(٣١)
قورباغهات را زير دندانهايت لِه کن - هاشمی سید ناصر
٣١ ص
(٣٢)
مشاورم بفرماييد - هدایتی ابوذر
٣٢ ص
(٣٣)
گفتوگو با مجيد بحريني؛ کارآفرين برتر - قصیری بهمند سودابه
٣٣ ص
(٣٤)
چرخنامه - عابدینی عدالت
٣٤ ص
(٣٥)
زبان نمادين رؤياها - علیزاده زینب
٣٥ ص
(٣٦)
گفتوگو -
٣٦ ص
(٣٧)
سلامت - زمانی هاجر
٣٧ ص
(٣٨)
طنز - شکرانی مریم
٣٨ ص
(٣٩)
کارآفرين سراي محله - عابدی حمید
٣٩ ص
(٤٠)
تا سپيده از راه برسد - عزیزیان محمدتقی
٤٠ ص
(٤١)
کاشکي نعمت برنگردد! - مدقق سید احمد
٤١ ص
(٤٢)
خانهي امن - شریفی احمد حسین
٤٢ ص
(٤٣)
پيام ماه -
٤٣ ص
(٤٤)
روي جلد -
٤٤ ص
(٤٥)
فهرست مهيار -
٤٥ ص
(٤٦)
پروندهي ويژه
٤٦ ص

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٩ - روانشناسي کارآفريني - حسینی راد فاطمه

روان‌شناسي کارآفريني
حسینی راد فاطمه

کارشناس علوم تربيتي
واژه‌ي کارآفريني از کلمه‌ي فرانسوي «Entreprendre» به معناي «متعهد شدن» گرفته شده است. بنابر تعريف واژه‌نامه‌ي دانشگاهي وبستر، کارآفرين کسي است که متعهد مي‌شود مخاطره‌هاي يک فعاليت را سازماندهي، اداره و تقبل کند.
کارآفريني، فرآيند يا مفهومي است که طي آن، فرد کارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصت‌هاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد شغل و سازمان‌هاي جديد و نوآور، مبادرت مي‌ورزد. اين امر توأم با پذيرش خطرهايي است؛ ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارايه خدماتي به جامعه مي‌شود؛ بنابراين «کارآفرينان» عوامل تغيير هستند که گاهي موجب پيش‌رفت‌هاي حيرت‌انگيز نيز شده‌اند.
«ريچارد کانتيلون (١٧٣٠)» اولين کسي بود که اين واژه را در علم اقتصاد ابداع و آن را اين چنين تعريف کرد: «کارآفرين، فردي است که ابزار توليد را به منظور ترکيب به‌صورت محصولاتي قابل‌عرضه به بازار خريداري مي‌کند و در هنگام خريد از قيمت نهايي محصولات اطلاعي ندارد.»
در مورد تعريف کارآفريني، ديدگاه‌هاي مختلفي وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع آن، نيازمند اطلاع از ديدگاه‌هاي بين رشته‌اي است. کارآفريني بر حسب ماهيت خود و توجه محققان رشته‌هاي مختلف از نظر روان‌شناسي، جامعه‌شناسي، اقتصاد و حتي تاريخي تعريف شده است. شايد بهترين تعريفي که مي‌توان ارايه کرد اين است که: «کارآفريني عبارت است از فرآيند نوآوري و بهره‌گيري از فرصت‌ها، با تلاش و پشتکار بسيار و همراه با پذيرش ريسک‌هاي مالي، رواني و اجتماعي که با انگيزه‌ي کسب سود مالي، توفيق‌طلبي، رضايت شخصي و استقلال صورت پذيرد.» (هيسريچ، ١٩٨٥) شايد اولين و مهم‌ترين نظريه‌ي مربوط به زمينه‌هاي رواني کارآفرينان، توسط «ديويد مک کارلند» از استادان روان‌شناسي دانشگاه هاروارد آمريکا در سال ١٩٦٠ مطرح شده باشد. او براي اولين بار نظريه‌ي روان‌شناسي توسعه‌ي اقتصادي را مطرح کرده و معتقد است: «عامل عقب‌ماندگي اقتصادي در کشورهاي در حال توسعه، مربوط به عدم درک خلاقيت فردي است؛ لذا، با يک برنامه‌ي صحيح تعليم و تربيت مي‌توان روحيه‌ي کاري لازم را در جوامع تقويت کرد، به گونه‌اي که شرايط لازم براي صنعتي شدن جوامع فراهم آيد.»
در اواسط ١٩٨٠ «توماس بگلي» و «ديويد بويد» ادبيات روان‌شناسي در کارآفريني را مورد توجه قرار دادند که تلاشي بود براي تمايز بين کارآفرينان و افرادي که واحدهاي تجاري کوچک را اداره مي‌کنند که در نهايت به شناسايي ٥ بعد کارآفريني منجر شد که عبارت‌اند از:
١- نياز به موفقيت؛
٢- کانون کنترل؛
٣- تحمل مخاطره؛
٤- تحمل ابهام؛
٥- رفتار نوعA ؛ اين نوع رفتار، به انجام کار بيش‌تر، در زمان کم‌تر اشاره دارد و اگر نياز به انجام چنين کاري باشد، علي‌رغم ايرادهاي ديگران، کارآفرينان آن را انجام مي‌دهند. مؤسسان و بنيان‌گذاران شرکت‌هاي کوچک تجاري، تمايل به درجه‌ي بالايي از نوع رفتار A نسبت به ديگر رفتارها دارند.
به عقيده‌ي «بايگرو» کارآفرينان داراي ١٠ ويژگي شخصيتي هستند که عبارت است از: رؤيا، عمل‌گرايي، وقف، توجه به جزييات، افزايش درآمد، قاطعيت، اراده، عشق، کنترل سرنوشت و توزيع ثروت. ساير محققان در مورد اهداف و انگيزه‌هاي کارآفرينان به مطالعه پرداخته‌اند و سلامت، قدرت، عزت نفس و خدمت به جامعه را از ويژگي‌هاي آنان مي‌دانند.
کارآفريني و روان‌شناسي
علم اقتصاد، طي دهه‌هاي گذشته از پاسخ به اين‌که کارآفرين چه فرقي با ديگران دارد، عاجز بوده و مکاتب اقتصادي هيچ‌گاه نتوانستند در مورد ويژگي‌هاي شخصيتي کارآفرين صحبت کنند. تنها نکته‌اي که مي‌گفتند اين بود که کارکرد کارآفرين، نوآوري، ريسک‌پذيري يا ايجاد کسب وکار است؛ از اين‌رو، روان‌شناسان به کمک اقتصاددانان آمدند و ٢ روي‌کرد متفاوت نسبت به کارآفريني ايجاد شد: روي‌کرد شخصيتي و روي‌کرد رفتاري. در روي‌کرد شخصيتي، تمرکز بر کارآفرين و شناسايي ويژگي‌هاي فردي اوست و در واقع، اين روي‌کرد تقدم زماني دارد؛ چرا که اول کارآفرينان وجود داشتند و بعد کارآفريني به عنوان يک مفهوم مستقل به‌وجود آمد. در روي‌کرد رفتاري، تکيه بر رفتارهاي کارآفرين در فرآيند راه‌اندازي يک کسب و کار است. به اعتقاد روان‌شناسان ويژگي‌هاي مهم کارآفرينان اين است که اهل نياز به توفيق‌اند؛ يعني کاري که به آن‌ها محول مي‌شود را با استاندارد عالي انجام مي‌دهند، شب و روز در مورد بازخورد کارشان پرسش مي‌کنند، به سرعت تصميم‌گيري مي‌کنند و تا کارشان را انجام ندهند متوقف نمي‌شوند. اهل تحمل ابهام‌اند؛ به اين معنا که به سختي تسليم مي‌شوند و اگر نسبت به يک محيط، دانش ناقصي داشته باشند، مقاومت و استقامت‌شان بالاست. علاوه بر اين، نوآور هستند و به‌طور مرتب به دنبال يک فکر و ايده‌ي جديد و ايجاد تغيير هستند. آن‌ها تمايل به استقلال دارند و دوست دارند براي خودشان کار کنند. به عقيده‌ي روان‌شناسان، کارآفرينان خود را عامل شکست و موفقيت خويش مي‌دانند. قدرت ريسک‌پذيري در آن‌ها بالاست. عزم، اراده و سخت‌کوشي آن‌ها مثال‌زدني است و به گونه‌اي وقف کار هستند که به سختي به مسايل شخصي و خانوادگي خود مي‌پردازند و آنچه را که به دست مي‌آورند با ديگران شريک مي‌شوند. البته طبق تحقيقات روان‌شناسان اين ويژگي‌ها در کشورها و فرهنگ‌هاي مختلف متفاوت است.
مي‌دانيم که افراد از ويژگي‌هاي شخصيتي خاص و گوناگوني برخوردارند. طبيعي است که برخي از ويژگي‌هاي کارآفرينان مثل خلاقيت، نوآوري و... متمايز و برجسته از ساير افراد است. چرا يک نفر مي‌تواند کارآفرين باشد، اما ديگراني که از شرايط محيطي مناسب‌تري برخوردارند، نمي‌توانند؟ روان‌شناسي کارآفريني مي‌تواند پاسخ‌گوي اين سؤال باشد.
«روان‌شناسي کارآفريني» به دنبال کشف و توضيح صفات و انگيزه‌هاي مهم کارآفرينان است و يک الگوي مديريتي براي استفاده‌ي بهينه از منابع انساني در جهت توليد کار و کارآفريني است و مي‌تواند ما را در پاسخ به اين سؤال که چه کساني مي‌توانند با استفاده از تئوري‌ها و تجربيات خود و ديگران، اقدامات کارآفرينانه انجام دهند و محصول و خدمات به بازار کار ارايه کنند کمک کند. روان‌شناسي کارآفريني، همچنين به دنبال کشف فرصت‌هاي تازه براي افرادي است که بدون پشتوانه و آگاهي از توانايي‌هاي خود دست به اقدام عمل نمي‌زنند. نگاه روان‌شناسي کارآفريني به دنبال تقويت اين موجوديت است تا آن جرقه و انگيزش کافي را در افراد ايجاد کرده و آن‌ها را در انتخاب ايده‌ي کسب وکار و چگونگي کشف و ايجاد فرصت‌هاي کارآفريني ياري دهد... در عصر حاضر، آموزش کارآفريني اهميت بسياري پيدا کرده است؛ چراکه لازمه‌ي توسعه‌ي کارآفريني، «آموزش» آن است.
با توجه به مطالعات مختلفي که انجام گرفته، ثابت شده است که ويژگي‌هاي کارآفرينان اغلب اکتسابي است و نه توارثي؛ لذا در حال حاضر، آموزش کارآفريني به يکي از مهم‌ترين و گسترده‌ترين فعاليت‌هاي دانشگاه‌ها تبديل شده است. در اين‌جاست که روان‌شناسي به کمک آموزش کارآفريني مي‌آيد و با شناسايي ويژگي‌ها، خصوصيات و رفتارهاي يک کارآفرين، او را در يک فرايند نظام‌مند آگاهانه و هدف‌گرا قرار مي‌دهد که طي اين فرآيند، افراد غيرکارآفرين ولي داراي توان بالقوه، به صورتي خلاق تربيت مي‌شوند؛ در واقع، روان‌شناسي در اين‌جا در نقش بازوي اجرايي آموزش کارآفريني ظاهر شده که فرآيند افزايش بهبود توسعه‌ي نگرش‌ها، مهارت‌ها و توانايي‌هاي افراد را در استفاده از فرصت‌هاي مناسب زندگي، مخاطره‌پذيري، تمايل به حل مشکلات و بالا بردن ظرفيت تحمل سختي‌ها و شکست‌ها و بهبود نگرش‌ها و گرايش‌هاي افراد به دنبال خواهد داشت.
روان‌شناسي شخصيت کارآفرين
مهم‌ترين ويژگي‌هاي شخصيتي يک کارآفرين عبارت است از:
١- مخاطره‌پذيري: مخاطره‌پذيري شامل تمايل بر عهده گرفتن امور و اختصاص منابع به فرصت‌هايي است که احتمال تقبل هزينه‌ي شکست معقولي را نيز به همراه دارند. کارآفرين، شکست در يک پروژه را به‌عنوان يک تجربه‌ي يادگيري تلقي مي‌کند، نه به‌عنوان يک تراژدي فردي. طبق تحقيقات، کارآفرين خواه زن باشد يا مرد شخصي ميانه‌رو است که حساب‌شده مخاطره مي‌کند.
٢- مرکز کنترل: عقيده‌ي فرد را نسبت به اين‌که وي تحت کنترل وقايع خارجي يا داخلي است مرکز کنترل مي‌گويند. يک فرد با کنترل دروني، معتقد است که مي‌تواند از طريق توانايي، تلاش و مهارت‌هايش بر پي‌آمدها اثر بگذارد. به خودش ايمان دارد و موفقيت و شکست را به شانس، سرنوشت و نيروهاي ديگر نسبت نمي‌دهد.
٣- توفيق‌طلبي: نياز به توفيق‌طلبي همان‌طور که قبلاً اشاره شد، عبارت است از تمايل به انجام کار در حد استانداردهاي عالي، جهت پيشي گرفتن از رقبا و تعيين استاندارد توسط خود فرد. اين افراد ترجيح مي‌دهند تا شخصاً مسئوليت حل مشکلات، تعيين اهداف و دست‌يابي به آن‌ها را از طريق تلاش شخصي خود بر عهده بگيرند و به دريافت بازخورد نتايج تصميمات خود علاقه‌مند هستند. «مک کله‌لند» (١٩٦٢) در تحقيقات خود نتيجه‌گيري مي‌کند که نياز به توفيق، انگيزه‌ي اصلي توسعه‌ي اقتصادي درکشورها بوده و در تصميم‌گيري فرد براي کارآفرين شدن تأثير به‌سزايي دارد.
٤- تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذيرفتن عدم قطعيت به‌عنوان بخشي از زندگي، توانايي ادامه‌ي حيات يا دانش ناقص درباره‌ي محيط و تمايل به آغاز فعاليتي مستقل، بي‌آن‌که شخص بداند موفق خواهد شد يا خير؟ کارآفرينان بدون احساس ترس، قادرند به‌طور اثربخش با شرايط و اطلاعات مبهم، سازمان‌نيافته و غيرشفاف روبه‌رو شوند و آن‌ها را به نفع خود تغيير دهند و در صورت مواجه شدن با شکست، به آن به مثابه‌ي يک تجربه نگاه مي‌کنند. اغلب کارآفرينان معتقدند که از شکست بيش از موفقيت‌هاي خود درس گرفته‌اند.
٥- استقلال: استقلال‌طلبي و به عبارتي، بي‌علاقگي به کار کردن براي ديگران، همانند نيرويي باعث مي‌شود تا کارآفرين تمام مخاطره‌ها و ساعات طولاني کار خسته‌کننده را براي ايجاد فعاليت کارآفرينانه به جان بخرد و علي‌رغم محدوديت‌هاي اقتصادي و محيطي، کارها را به شيوه‌ي خودشان انجام دهند... ساير ويژگي‌هاي کارآفرينان عبارت‌اند از: آينده‌نگري، اراده‌ي قوي، قدرت رهبري، هدف‌گرايي و...
روان‌شناسي خلاقيت در کارآفريني
دنياي امروز که ما در آن زندگي مي‌کنيم، تحت عنوان «عصر خلاقيت، نوآوري و کارآفريني» ناميده شده است. در اين زمان سرعت ابداعات و اختراعات در زمينه‌هاي مختلف پرشتاب‌تر از هر زمان ديگري در طول تاريخ حيات بشري است. اهميت و نقش خلاقيت، نوآوري و کارآفريني به حدي است که زندگي و تمدن انسان‌ها بدون آن‌ها هرگز قابل تصور نيست. «خلاقيت‌شناسي شغلي» بر مبناي علم نوين «خلاقيت‌شناسي» استوار است که به مطالعه‌ي فرآيندها و پديده‌هاي خلاقيت، نوآوري و اختراع‌ها از جنبه‌هاي مختلف مي‌پردازد. پيام اصلي خلاقيت‌شناسي شغلي اين است که هر کس مي‌تواند با خلاقيت و نوآوري، نيازي را برطرف کرده و در واقع، شغل جديدي را به‌وجود آورد و افراد مي‌توانند به جاي در جست‌و‌جوي شغل بودن، خودشان مشاغل جديد ايجاد کنند. خلاقيت عبارت است از توليد يک فکر نو و دست‌يابي به يک راه‌حل جديد براي رفع يک نياز يا حل يک مسئله. اگر اين فکر نو، به مرحله‌ي اجرا در‌آيد «نوآوري»، و اگر اين نوآوري به مرحله‌ي عمومي شدن برسد «کارآفريني» ناميده مي‌شود. طبق روان‌شناسي کارآفريني، هر فعاليت کارآفريني شامل ٤ گام است:
١- خلاقيت يا ايده‌يابي: پايه و اساس هر نوع کارآفريني، يک فکر جديد يا راه‌حل نو براي رفع يک نياز است. طي اين گام، نياز جامعه شناسايي مي‌شود و به‌عنوان يک مسئله، با خلاقيت، راه‌حل آن تعيين مي‌شود.
٢- نوآوري يا تحقق بخشيدن به فکر خلاق: در اين مرحله بايد به فکر خلاق يا ايده‌ي کارآفريني، عينيت يا وجود خارجي بخشيد.
٣- طراحي يا برنامه‌ريزي کارآفريني: در صورت انتخاب نهايي موضوع فعاليت کارآفريني، يعني تعيين شدن ارايه‌ي محصول يا خدمت خاص، لازم است طرح و برنامه‌ي کارآفريني پاسخ‌گوي ٣ پرسش اساسي «اکنون کجا هستيم؟»، «کجا مي‌خواهيم برويم؟» و «چگونه مي‌خواهيم برويم؟» باشد. هر قدر تهيه‌ي طرح و برنامه‌ي کارآفريني دقيق‌تر و کامل‌تر صورت بگيرد، انجام فعاليت کارآفريني موفق‌تر خواهد بود.
٤- اقدام يا مديريت خلاقانه که شامل فعاليت‌هاي مختلف مديريتي، مانند مديريت استراتژيک، مديريت اجرايي، مديريت بازاريابي و مديريت نيروي انساني است. نکته‌ي بسيار مهم اين است که چنان‌که در هر يک از مراحل اجراي برنامه‌ي کارآفريني، ضعف يا نقصي وجود داشته باشد، بايد با تدبير و «خلاقيت» نسبت به حل آن اقدام کرد و هرگز نبايد نااميد و مأيوس شد، بلکه بايد با توکل بر خدا و درايت، سعي و پشتکار و اعتماد به نفس بالا در جهت حل مشکل‌ها و مديريت اثربخش گام نهاد.
نگرش کارآفرينانه
کارآفرين کيست و چگونه به دنيا نگاه مي‌کند؟ تفاوت نگاه او با ديگران در چيست؟ آنچه روان‌شناسي کارآفريني درباره‌ي يک کارآفرين موفق مي‌گويد اين است که: او نگاهي متفاوت و نو به کار و زندگي دارد و اين تفاوت به خاطر نيروي قابل‌سنجشي است که در دايره‌ي تفکر و تعقل اين افراد نهفته است و موجب مي‌شود تحولاتي در شيوه‌ي کار، زندگي و روابط آن‌ها پديد آيد. او قبل از هر چيز، به زندگي به‌صورت بخش‌هاي تفکيک شده نگاه مي‌کند، به صورتي که کسب موفقيت در هر زمينه به پيش‌برد زمينه‌ي ديگر منتج شود. کار براي او يک «بايد همراه با اجبار و تحميل» نيست؛ زيرا چنين کاري نتيجه‌اي جز خستگي ندارد. کار براي او يک تفريح همراه با منبع شادماني و نشاط است و از اين تلاش خود انرژي و الهام مي‌گيرد. او همواره به دنبال کشف تحولات لازم است تا بتواند زندگي و کارش را باز هم در جهت بهتري هدايت کند. او خوش‌بين است و خوش‌بيني او تنها يک طرز تفکر يا روي‌کرد نيست، بلکه يک تعهد است که او را ملزم مي‌کند، نقطه‌ي قوت و روشن شرايط را ببيند و آن‌ها را بارور کند. او از لحاظ شخصيتي توسعه‌يافته و به‌روز است. خودشکوفاست و در اين خودشکوفايي، همواره چشم بر آينده‌ي روشن و هدف متعالي خود دارد و تمام تلاشش را در جهت رسيدن به اين هدف برنامه‌ريزي مي‌کند. از نظر روان‌شناسي يک فرد کارآفرين با خلاقيت و ابتکاري که به خرج مي‌دهد، يک ايده‌ي جديد مي‌يابد. ايده‌اي که در عين سادگي پيچيده است و تا به حال به ذهن کسي نرسيده است. سپس با استفاده از تمام امکانات موجود و استفاده‌ي حداکثري از حداقل امکانات، آن را تبديل به يک فرصت اقتصادي جديد مي‌کند. اين ايده يک فرصت و فکر تازه است که قابليت تجاري شدن را دارد. او هدفگراست و اهدافش معمولاً عادي نيستند؛ لذا ديگران او را بلندپرواز مي‌نامند و او هميشه به دنبال کسب بهترين‌هاست و از رقابت با ديگران نمي‌ترسد، بلکه لذت مي‌برد و همواره در جست‌و‌جوي بهترين راه‌ها و روش‌هاي جديد است. او از توانايي خود در خلاقيت لذت مي‌برد و همواره پر از پرسش است و اصلاً خستگي او را از پا درنمي‌آورد؛ زيرا مي‌داند که تنها با کار مؤثر به اهداف خود خواهد رسيد. يک کارآفرين موفق در واقع از روان‌شناسي محيط، بازار کار و نيازهاي جامعه آگاه است و به خوبي شرايط بالقوه را مي‌شناسد و با استفاده از «مهارت مديريت زماني» که دارد، يک طرح تجاري مي‌نويسد و تمام جوانب تأمين سرمايه، سازمان‌دهي، مديريت کسب وکار، مسايل حقوقي و قانوني را در نظر مي‌گيرد و در واقع «کارآفرين» مانند يک رهبر ارکستر وظيفه دارد که مهارت‌ها و توانايي‌هاي مختلف را کنار هم جمع کرده و برنامه‌اي تدوين شده ارايه کند. همين‌طور که صدا بايد دلنشين باشد، طرح نهايي کارآفرين نيز بايد زيبا و دل‌انگيز باشد...
روان‌شناسي موفقيت کارآفرين
اولين قدم‌هاي روان‌شناسان براي شناخت بيش‌تر کارآفرينان، براساس اتفاق پايه‌گذاري شده بود نه تجربه. «الکساندر زلانيک» استاد ممتاز مدرسه‌ي عالي بازرگاني هاروارد مي‌گويد که سال‌ها مصاحبه با کارآفرينان، نتايج چشم‌گيري براي او در پي داشته است. او متوجه شده آن‌ها نه احساس خطر مي‌کنند و نه مانند بقيه‌ي افراد، نتيجه‌ي کار خود را سبک و سنگين مي‌کنند.
کارآفرينان افرادي متفاوت هستند. آن‌ها بزرگ مي‌انديشند، تا اهدافي بزرگ داشته باشند؛ زيرا در پس هر داستان موفق، انديشه‌اي برتر و رؤيايي بزرگ نهفته است. آن‌ها براي رسيدن به اين رؤيا، کوچک‌ترين لحظات و دقايق را به بزرگ‌ترين فرصت‌هاي تجاري و پيش‌رفت در محيط کار تبديل مي‌کنند. آن‌ها مي‌دانند که يکي از روش‌هاي موفقيت در کارآفريني گسترش فضاي کار و تبليغات است... مي‌دانند که هر کس تنها قادر به اجراي کارهايي است که در آن‌ها مهارت و استعداد دارد؛ لذا، متناسب با توانايي و مهارت‌هاي‌شان فعاليت مي‌کنند و با شناخت نقاط ضعف و قوت خود استعدادهاي‌شان را پرورش داده و شرايط مناسب را کشف مي‌کنند و آن‌ها هرگز بدون الگو حرکت نمي‌کنند و پس از تمرکز و قطعيت اهداف به دنبال راه‌کارهاي اساسي در اجراي صحيح الگوها هستند و در راستاي هدف خويش تمام وقت، سرمايه و هنرشان را به کار مي‌گيرند تا پديده‌اي نو خلق کنند.
کارآفرين موفق مي‌داند که همان‌طور که تخصص‌ها هيچ‌گاه کامل نمي‌شوند، بلکه همواره نياز به آموزش و استفاده‌ها از راهبردها و روش‌هاي جديد براي توسعه دارند، آموزش هم امري اجتناب‌ناپذير است و نمي‌توان آموزش و بازتاب‌هاي فراوانش را ناديده گرفت؛ لذا، همواره به دنبال کسب بهترين دانسته‌ها و ارتقاي دانش و معلومات خويش است... کارآفرينان زنان و مردان عمل هستند و نه تنها خود، بلکه شرکت و هر سازماني را در مسير تغيير و تحول و همسو با معيارهاي استانداردهاي جهاني پيش مي‌برند. به کارمندان اجازه‌ي تصميم‌گيري و شهامت مي‌دهند تا اهداف و نظريات خويش را بازگو کنند و از نظريات مثبت آنان استفاده مي‌کنند. تفکر مثبت و روحيه‌ي والاي آنان در تمام مراحل کار به نحوي کارمندان را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد که آنان را به شوق آورده و موجب ايجاد انرژي مضاعف و انتقال امواج مثبت به سايرين در محيط کار مي‌شود. در همين رابطه، فرهنگ خلاقيت و بهره‌وري نيز در ميان آن‌ها افزايش مي‌يابد؛ زيرا همه از الگويي پيروي مي‌کنند که همچون خورشيدي انرژي مثبت و امواج فرح‌بخش ساطع کرده و ديگران را از وجودش بهره‌مند مي‌کند.
روان‌شناسي موفقيت، اين را به ما مي‌گويد که در راه کارآفرين شدن، اصلاً نبايد از شکست‌هاي احتمالي ترسيد؛ زيرا مخاطره‌پذيري از اولين شرايط قدم گذاشتن در اين راه است. اصل انعطاف‌پذيري در روان‌شناسي موفقيت مي‌گويد، هر شکست و ناکامي براي يک کارآفرين، به منزله‌ي ‌يک قدم نزديک شدن به موفقيت است.
با نگاه به زندگي و سرگذشت کارآفرينان بزرگي مثل «الکساندربوئينگ» مؤسس شرکت هواپيمايي بوئينگ، «کونوسوکي ماتسوشيتا» مؤسس شرکت ناسيونال، «سوئي چيرو هوندا» مؤسس شرکت هوندا موتور، «بيل گيتس» مؤسس شرکت مايکرو سافت و... متوجه خواهيم شد که به‌طور تقريبي، همه‌ي آنان در طي مسير خلاق و کارآفرينانه‌ي خود، انواع شکست‌هاي کوچک و بزرگ را داشته‌اند؛ ولي به راه خود مصمم‌تر از قبل ادامه داده و در نهايت به هدف‌ها و نتايج بزرگ دست يافته‌اند. از اين‌رو، اصول «موفقيت از راه شکست»، «اميدواري مستمر»، «يأس‌نشناسي و شکست‌ناپذيري» و «سعي و تلاش و پشتکار جدي» از مهم‌ترين اصول موفقيت و نتيجه‌گيري در فعاليت‌هاي کارآفرينانه هستند.

منابع:
١. ذبيحي، محمدرضا و مقدسي، عليرضا؛ کارآفريني از تئوري تا عمل، نشر جهان فردا.
٢. مطهري، علي؛ کارآفريني، خلاقيت، نوآوري، نشر آزادمهر.
٣. سعيدي‌کيا، مهدي؛ اصول و مباني کارآفريني، نشر کيا.
٤. همو؛ آشنايي با کارآفريني، نشر سپاس.
٥. هيأت نويسندگان؛ مقدمه‌اي بر کارآفريني، نشر بصير.
٦. سايت نظام جامع اطلاع‌رساني اشتغال، سايت کارآفرينان، سايت جامع مديريت.
٧. RASEKHOON.NET‌.
٨ .ISFAHANPORTAL.IR ‌.