معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢

ساقيا...
نیشابوری عطار


ز نامش پُر‌شکر شد کام جان‌ها
سيدسعيد هاشمي
به نام آن‌که ملکش بي‌زوال است
به وصفش عقل صاحب‌نطق، لال است
مفرّح‌نامه‌ي جان‌هاست نامش
سرِ فهرست ديوان‌هاست نامش
ز نامش پُر‌شکر شد کامِ جان‌ها
ز يادش پُرگُهر تيغ زبان‌ها
اگر بي‌ياد او بويي است، رنگي‌ست
و گر بي‌نام او نامي‌ست، ننگي‌ست
خداوندي که چنداني که هستي‌ست
همه در جنب ذاتش عين پستي‌ست
به دست صُنع، گوي مرکزِ خاک
فکنده در خم چوگان افلاک
همه نفي جهان اثباتش آمد
همه عالم دليل ذاتش آمد
صفاتش ذات و ذاتش چون صفات است
چو نيکو بنگري خود جمله ذات است
نکو گويي نکو گفته‌ست در ذات
که «التّوحيدُ اسقاطُ الاضافات»
زهي زينت که از مه تا به ماهي
بود نزدش چو مويي از سياهي
زهي عزت که چندان بي‌نيازي‌ست
که چندين عقل و جان آن‌جا به بازي‌ست
زهي حشمت که گر در جان درآيد
ز هر يک ذرّه، صد توفان درآيد
زهي سبقت که با چند اوّليّت
ندارد هيچ موجي در مشيّت
زهي وحدت که مويي در‌نگنجد
در آن وحدت، جهان مويي نسنجد
زهي رحمت که گر يک ذرّه ابليس
بيابد گوي، بربايد ز ادريس
زهي غيرت که گر بر عالم افتد
به يک ساعت دو عالم بر هم افتد
زهي هيبت که گر يک ذرّه خورشيد
نيابد، گم شود در سايه جاويد
زهي خدمت که از تعظيم آن جاه
نيابد کس وراي او بدان راه
زهي مُلکت که واجب گشت لابُد
که نه نقصان پذيرد نه تزايُد
زهي قوّت که گر خواهد به يک دم
زمين چون موم گردد نُه فلک هم
زهي شربت که در خون مي‌زند نان
به امّيد سقاکُم ربُّکم، جان
زهي ساحت که گر عالم نبودي
سرِ مويي از آن‌جا کم نبودي
خدايا! رحمتت درياي عام است
وز آن‌جا قطره‌اي ما را تمام است
الهي‌نامه