معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٩
روشهاي محترمانهي برخورد با بيخوابي
اشتیاقی محسن
قسمت آخر!
همانطور که در دو نوبت قبل خدمت باسعادت شما عرض شد، بيخوابي خيلي بد است. علاوه بر حکما، نظر حقير نيز بر اين است که جملهي عالمانهي: «تا سه(!) نشه، بازي نشه»، بيحکمت نيست؛ فلذا بناست که در نوبت سوم پرداختن به موضوع مهم و استراتژيک «بيخوابي» و روشهاي مفيد علمي و عملي برخورد محترمانه با آن، سرش را هم بياوريم و از هر جايش که توانستيم، شکاف آن را درز بگيريم، وگرنه ممکن است سه بشود که اگر اينطور بشود خيلي بد ميشود! (خودمانيم چه شود اگر اين «بشود»ها پشت هم رديف بشود!)
١- به حساسيتهاي فصلي توجه داشته باشيد:
اين را ديگر هر بنيبشر و هر ننهقمري ميداند که بهار، فصل بيداري طبيعت است. متخصصان باليني و متکايي نيز به شدت هر چه تمامتر معتقدند که بيداري نقطهي مقابل خواب است؛ فلذا مطابق قواعد معتبر رياضي مانند استقرا و استنتاج، نتيجه ميگيريم که بهار فصل بيخوابي نيز بهشمار ميرود. حالا فهم اين نکته که چرا برخي از مؤمنين و مؤمنات خوابآلود حاضر در صحنه (از جمله نگارنده) در اين فصل دچار بيخوابي نميشوند، جزو نکات غامض و لاينحل است! لااقلش اين است که خود ما از اين قاعدهي کلي طبيعي مستثني هستيم! يعني اينقدر در اين فصل بهاري، خوابمان ميگيرد که انگار صد سال است نخوابيدهايم. به قول آن عزيز: «خواب اصحاب کهف، چرت من است»! بنا بر روايت تاريخي، يکبار که نميدانم کدام گوري خوابيده بوديم، يکي از نزديکان سعدي- که لابد نميخواست نامش فاش شود، و الّا يکجوري حاليمان ميکرد- يککاره آمده از مقابل ما رد شد و اين را از خودش درآورد: «آدمي(!) را خفته ديدم در بهار... گفتم اين رند است، خوابش برده به»! خلاصه اگر در فصل بهار، بيخوابي به سرتان زد، پي علاجش باشيد که غيرعادي است. بهترين علاج هم عمل به توصيههاي حکيمانهي ماست، وگرنه در ساير فصول، خودتان را خسته نکنيد که بيخوابي امري طبيعي است، خاصه در فصلهاي پاييز و زمستان، چرا که بنا بر شنيدهها: شب دراز است و قلندر بيدار!
٢- پيش از خواب، نوشيدن نوشيدنيهاي محرک را فراموش کنيد: خوب معلوم است که اگر قبل از شيرجه زدن به بستر، يک قوري چايي دبش نوش جان بفرماييد، خوابتان نميگيرد. به فرض محال هم که خوابتان بگيرد، قطع به يقين اندکي بعد، کليتين فعالتان گريبانتان را ميگيرند و گلاب به رويتان، راهي مبالتان ميکنند. اگر هم محلشان نگذاريد، کار را به جاهاي باريک ميکشانند که به نظر ما، بهتر است خودتان به زبان خوش، قيد خواب خوش را بزنيد و مثل بچهي آدم برويد به نداي درونيشان لبيک گفته و دستوراتشان را اجرا کنيد! وگرنه احتمالاً صبح که برخاستيد، مجبور به شستوشوي توأمان بستر و صاحب بستر ميشويد که براي سن و سال شما، صورت خوشي ندارد. همچنين خوردن قهوه و ساير نوشيدنيهاي کافئيندار مثل ردبول، هايپ و غيره نيز اکيداً ممنوع! قبل از خواب بايد نوشيدني «انرژيزدا» خورد نه «انرژيزا»!
٣- به بالش و بالين خود اهميت بدهيد: به تازگي کشف شده است که چنانچه محتويات داخل بالش، گرمازا باشند، خواب را دچار اختلال ميکنند. بالش که گرم بشود، لاجرم آدم نيز سرگرم ميشود و از خواب ميافتد! بنابراين، اگر پولهايتان را داخل بالش يا متکايتان گذاشتهايد، همين الآن برويد و آنها را از آنجا برداريد و در يک جاي مطمئن ديگر بگذاريد. به بانک اعتماد داشته باشيد. هميشه که اختلاس نميشود! يک بار شد. شما هم ديگر اينقدر کش ندهيد اين موضوع را! درست است که اگر پولتان زير سرتان باشد، دلتان گرم ميشود، ليکن از سوي ديگر باعث گرم شدن سرتان هم ميشود که اين اصلاً براي خواب خوب نيست. به جاي متکا، از کتابهاي مناسب ميتوانيد استفاده کنيد. آنها را خرد و خمير کرده و لابهلاي پنبه، پر و ساير ملزومات بالشساز، جاسازي کنيد. اين توصيه بسيار نافع خواهد بود به شرطي که اشتباهاً از کتب ضالّه و مشوشکننده استفاده نکنيد. آنها را بايد سوزانيد، نه اينکه زير سر گذاشت ک کارشناسان معتقدند در اين قبيل موارد، زير سر آدم بلند ميشود و طبيعتاً بعدها کار دست صاحبش خواهد داد. گفتيم که نگوييد نگفتيد!
٤- استرس را از خودتان دور کنيد: براي اين منظور بيخيال اخبار نگرانکننده بشويد. طبيعي است که افکار آدميزاد از شنيدن اخبار نگرانکننده، مشوش ميشود. آدمي هم که با فکر آشفته برود توي رختخواب، قاعدتاً هي از اين دنده به آن دنده ميغلتد تا بلکه بتواند يک مختصر چرتي بزند. پس به توصيهي حقير، اگر اخبار را از طريق صدا و سيماي داخلي دنبال ميکنيد، به محض اينکه اخبار داخلي تمام شد، درست پس از آغاز اخبار خارجي، دکمهي خاموش شدن آن رسانه را بزنيد. تا آنجا که بنده خبر دارم، از بس در دنيا اخبار نگرانکنندهاي مانند جنگ، قتل و غارت، بلاياي طبيعي و غيرطبيعي، رکود اقتصادي، بدبختي و از اين قبيل چيزها هست، شنيدنش براي خواب خيلي بد است. خلاصه تا اخبار آرامشبخش داخلي که حاکي از اين است که: «همه چي آرومه»، تمام شد و شيرينياش در ذائقهيتان مانده، قيد شنيدن بقيهي اخبار را بزنيد و برويد به خوابتان برسيد که خارج از اين مرز پرگهر، همهچيز به شدت بلبشو و نگرانکننده است. خدا بيامرزد «اقبال لاهوري» را که خارج از ايران ميزيست، ولي همواره حواسش به زبان شيرين فارسي بود. هم ايشان ميفرمايد: «اي غنچهي خوابيده چو نرگس نگران خيز... از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز». تأکيد ايشان روي بيدار کردن مخاطب است و با نظر ما که مبتني بر خوابانيدن مخاطب است، ١٨٠ درجه اختلاف فاز دارد؛ اما به هر حال، به نوعي نظر ما را تأييد ميکند. نگراني شاعر و تأکيد مؤکدش بر گراني خواب، به خوبي دورانديشي نامبرده را در پيشبيني قيمتها نشان ميدهد. بندهي خدا ميدانسته که همه چيز رو به گراني دارد، حتي خواب! وقتي هم که متاعي گران شود، اقشار آسيبپذيري چون ما کمتر به آن دسترسي خواهيم داشت. خدايا لااقل خواب را ارزان کن تا اقشار غيرمرفه هم بتوانند يک دل سير بخوابند!
به نظر همين مقدار براي خوابانيدن مخاطب کفايت ميکند. حرف مولانا را آويزهي گوش مبارک بفرماييد: «رو سر بنه به بالين تنها مرا رها کن... ترک من خراب شبگرد مبتلا کن.» پس لطفاً با زبان خوش و بشمار ٣، برويد سر روي بالش بگذاريد و بخوابيد. ما را هم به حال خود بگذاريد!