معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٢

معرفي کتاب
پاکدامن یوسف


نام کتاب: جامعه‌ي سنتي و جامعه‌ي مدرن
نويسنده: هربرت اسپنسر و ديگران
ويراسته: مالکوم واترز
مترجم: منصور انصاري
تهران: نقش جهان، ١٣٨١
«جامعه‌ي سنتي و جامعه‌ي مدرن» جلد اول از مجموعه‌ي چهار جلدي «مدرنيته: مفاهيم انتقادي» است.
در اين کتاب مقالات ارزشمندي از هربرت اسپنسر، فرديناند تونيس، اميل دورکيم، تالکوت پارسونر و‌... آمده است، که هر کدام وجهي از مدرنيته را توضيح داده‌اند. از اين لحاظ، منبع غني و جامعي است و به خوبي سيماي جهان غرب و مدرنيته را به ما نشان مي‌دهد. مترجم در مقدمه‌اي ٥٠ صفحه‌اي بنيادهاي هستي‌شناختي و معرفت‌شناختي مدرنيته را به شيوايي توضيح داده است. کتاب با شرح کلي فضاي مدرنيته آغاز مي‌شود و به شرح تمايز جوامع مدرن از سنتي مي‌پردازد و در ادامه، مقالات دانشمندان علوم اجتماعي به شکل جداگانه در هر فصل ارائه مي‌شود. اسپنسر تقسيم‌بندي جوامع ساده و مرکب را توضيح مي‌دهد و در ادامه، طبقه‌بندي جوامع سنتي و مدرن را بر حسب سنخ نظامي و صنعتي شرح مي‌دهد.
تونيس، تقسيم جوامع سنتي و مدرن را بر حسب الگوي گمانيشافت و گزلشافت شرح مي‌دهد. دورکيم براساس تقسيم‌بندي جوامع به مکانيکي و ارگانيکي، اين روند را شرح مي‌دهد.
نام کتاب: شکل‌گيري افکار مدرن
نويسنده: کرين برينتون
مترجم: الهه هاشمي‌حائري
تهران: نشر علم، ١٣٩٠
شکل‌گيري افکار مدرن، نام کتابي است که به سؤال‌هاي مهم و قابل توجهي درباره‌ي جهان‌شناسي مي‌پردازد. پرسش‌هايي چون: آيا فهم انسان قادر به درک کامل اين جهان است؟ و اگر جواب مثبت است از چه نظر؟ و از چه وجهي از ادراک ما؟ آيا از نظر الهيات، غايت‌انگاري و يا متافيزيک؟ در پي اين سؤال‌ها، پرسش‌هاي ديگري درباره‌ي طراحي و هدف از آفرينش اين جهان و جاي‌گاه انسان در آن مطرح مي‌شود.
برينتون در اين اثر نه‌تنها جنبش‌هايي چون اومانيسم، پروتستانيسم و راسيوناليسم را مي‌کاود، بلکه از سرخوردگي‌هاي آن روز بشر مي‌نويسد که ريشه در چه قضايايي دارد. ژرف‌کاوي اين دانشمند کم‌نظير درباره‌ي تاريخ عقلي بشر روشن‌کننده‌ي زواياي تاريک ذهن ماست...
و در اين بزن‌گاه تاريخ بشري، تاريخ عقلي بشر مي‌تواند پاسخ‌گوي بسياري از اما و اگرهايي باشد که در افکار امروزه‌ي ما وجود دارد.
کتاب از هشت فصل تشکيل شده است؛ فصل يکم به ماهيت اومانيست و سرچشمه‌ي افکار مدرن پرداخته است.
فصل دوم به منشأ و مبدأ پروتستانيسم پرداخته است. در فصل سوم راسيوناليسم توضيح داده شده است. فصل چهارم به توضيح جهان‌شناسي نوين «قرن هجدهم» پرداخته است. فصل‌هاي بعد نيز به ترتيب به قرن نوزدهم و بيستم اختصاص دارند.
نام کتاب: مدرنيته‌ي ايراني؛ روشن‌فکران و پارادايم فکري عقب‌ماندگي در ايران
نويسنده: تقي آزاد ‌ارمکي
تهران: نشر اجتماع ١٣٨٠
اين کتاب از ٩ فصل تشکيل شده است. سؤال مرکزي مطرح در آن، عبارت است از اين‌که «آيا در طول بيش از يک‌صد سال که از آشنايي ايرانيان و به‌طور خاص روشن‌فکران ايراني با انديشه‌هاي غربي مي‌گذرد، انديشه‌ي آنان دچار تغيير بنيادي شده است يا خير؟ و در صورت تغيير بنيادي، نمونه‌ها و شواهد آن کدام است؟
مؤلف براساس سؤال فوق به بررسي تاريخ روشن‌فکري ايران پرداخته است.
تلاش اصلي نويسنده معرفي فنون اصلي روشن‌فکري، ارايه‌ي ديدگاه اصلي‌ترين روشن‌فکران در هر نسل، طرح گفت‌و‌گوهاي عمده در قالب پارادايم عقب‌ماندگي و بازشناسي انديشه‌ي نوسازي در ايران است. در اين بين از ميان سؤال‌هاي بسياري که مطرح شده است، پاسخ به دو سؤال زير از اهميت بسياري براي مؤلف برخوردار بوده است:
١- انديشه‌ي نوسازي در ايران از چه سنخي است؟
٢- آيا انديشه‌ي نوسازي در گذر زمان متحول شده است و اين تحول با کدام يک از ارگانيزم‌هاي گسست يا تلفيق و تکميل صورت گرفته است؟
نام کتاب: از مدرنيسم تا پست‌مدرنيسم
ويراستار: لارنس کِهون
ويراستار فارسي: عبدالکريم رشيدپور
تهران: نشر ني ١٣٩٠
کتاب حاضر مجموعه‌ي کامل و جامعي از متون کلاسيک و معاصر مربوط به مدرنيسم و پست‌مدرنيسم است که توسط انديشمنداني چون دکارت، ژان ژاک رسو، کانت، هگل، مارکس، نيچه، بودلر، وبر، دوسوسور، ويتگنشتاين، فرويد، هوسرل، هورکهايم، آدرنو، ژان‌پل سارتر، هايدگر، تامس کوهن، ژان دريدا، ميشل‌فوکو، ايهاب حسن، ژان بودريار، ژان فرانسوا ليوتار، ريچارد رورني، هابرماس و‌... نگارش يافته است.
اين کتاب که به ترتيب زماني و موضوعي تنظيم شده است، متني است ايده‌آل براي دانشجويان و عموم خوانندگان؛ زيرا گستردگي و عمق پوشش اين اثر آن را به منبعي غيرقابل چشم‌پوشي براي پژوهش در رشته‌هاي مختلف فلسفي، ادبي، فرهنگي، نظريه‌ي اجتماعي و ديني تبديل مي‌کند.
کتاب به سه بخش تقسيم شده است؛ در بخش اول تمدن
مدرن و منتقدان آن مطرح مي‌شود. در بخش دوم مدرنيته‌ي تحقق‌يافته بررسي شده است. بخش سوم به پست‌مدرنيته و ارزيابي مجدد از مدرنيته اختصاص دارد. ترتيب بخش‌هاي کتاب به خواننده‌ي ايراني که در خاستگاه اين دوره‌ها نزيسته، بلکه با واسطه و تأخير با آن‌ها تماس يافته، امکان مي‌دهد به گونه‌اي ملموس‌تر با بحث‌ها و مناقشه‌هاي پرشور کنوني در اين زمينه آشنا شود.
نام کتاب: فلسفه‌ي روشنگري
نويسنده: ارشت‌ کاسيرر
مترجم: يدالله موقن
تهران: نيلوفر ١٣٨٩
فيلسوفان و انديشمندان بسياري، اين کتاب را بهترين و درخشان‌ترين اثر در زمينه‌ي روشنگري دانسته‌اند.
کاسيرر، فيلسوف و مورخ برجسته‌ي آلماني، در اين کتاب انديشه‌ي سده‌ي هجدهم را توضيح داده است و همان‌گونه که مترجم مي‌نويسد، هر کسي به مطالب اين کتاب مسلط شود به شکل‌گيري مدرنيته و مبادي سکولار و فلسفي آن پي مي‌برد.
به نظر مترجم، بهترين راه مطالعه‌ي کتاب فلسفه‌ي روشنگري اين است که خواننده از فصلي آغاز کند که با مطالب آن آشنايي بيش‌تري دارد. مثلاً اگر خواننده در رياضيات با علوم طبيعي تحصيل کرده است، از فصل دوم؛ و اگر در تاريخ يا علوم اجتماعي مطالعه دارد از فصل پنجم شروع کند. سپس ديگر فصل‌ها را بخواند.
فرم انديشه‌ي عصر روشنگري، طبيعت و شناخت طبيعت در انديشه‌ي فلسفه‌ي روشنگري، روان‌شناسي و نظريه‌ي شناخت، ايده‌ي دين، تسخير جهان تاريخ، قانون دولت جامعه، مسائل اساسي زيبايي‌شناسي، به ترتيب فصل‌هاي هفت‌گانه‌ي کتاب را به خود اختصاص مي‌دهند.
اين کتاب، فلسفه‌ي روشنگري را در پهنه‌ي موضوع فلسفي‌- تاريخي گسترده‌تري قرار مي‌دهد.
نويسنده: مارشال برمن
مترجم: مراد فرهادپور
تهران: طرح نو ١٣٨٦
کتاب «تجربه‌ي مدرنيته» بر آن است تا توضيح دهد امروزه تمامي جوامع در سراسر جهان، با تجربه‌ي مدرنيته درگير هستند. نويسنده معتقد است امروزه تجارب مدرن، تمامي مرزهاي جغرافيايي و قومي، طبقاتي و ملي، ديني و ايدئولوژيکي را درمي‌نوردند. کتاب از خلال قرائت متون ادبي مختلفي پيش مي‌رود و بسط مي‌يابد. به ديگر سخن کتاب، تجربه‌ي مدرنيته را به ميانجي ادبيات بيان مي‌کند.
نويسنده، جهان مدرن را جهاني عاري از ثبات و يقين مي‌داند؛ بنابراين، اين جمله از مارکس را «هر آنچه سخت و استوار است، دود مي‌شود و به هوا مي‌رود» براي زيرعنوان کتاب انتخاب کرده است. «برمن» زيستن در جهان مدرن را زيستن در جهاني سرشار از معما و تناقض مي‌داند. او مي‌گويد: مدرن بودن يعني تعلق داشتن به محيطي که ماجرا، قدرت، شادي، رشد و دگرگوني خود و جهان را به ما وعده مي‌دهد؛ ولي هم‌زمان ضدّش نيز هست. مدرنيته کل بشر را وحدت مي‌دهد؛ اما اين وحدت تناقض‌آميز است و به ديگر سخن وحدتي است مبتني بر تفرقه.
«برمن» مدرنيته را به سه مرحله تقسيم مي‌کند؛ مرحله‌ي اول از آغاز قرن ١٦ تا پايان قرن ١٨. در اين مرحله درک درستي از ويژگي‌هاي مدرنيته در دست انسان نيست. انسان‌ها به چشم‌انداز جهاني علمي عقلاني مي‌انديشند که قرار است زندگي را متحول کند؛ بنابراين، با استقبال و خوش‌بيني همراه است. مرحله‌ي دوم از انقلاب کبير فرانسه (١٧٩٠) تا قرن بيستم. در اين مرحله با احساس دوگانگي مواجه هستيم. انسان‌ها از لحاظ مادي و معنوي وضعيت دوپاره‌اي را تجربه مي‌کنند. در اين مرحله مدرنسيت‌ها هم از مدرنيته دفاع مي‌کردند و هم دشمن آن بودند، در صورتي که در مرحله‌ي قبل، مدافع بودند. مشهورترين مدرنسيت‌هاي اين دوره، مارکس و نيچه هستند.
مرحله‌ي سوم از قرن بيستم به بعد است که اغلب همين دوره را مترادف مدرنيته مي‌دانند.
در اين مرحله، مدرنيته خيلي وسيع و فراگير شده و کل جهان را در برمي‌گيرد و فرهنگ جهاني مدرنيته در هر انديشه به پيروزي‌هاي چشم‌گير مي‌رسد. در اين مرحله، مدرنسيت‌ها که داستان‌نويس‌ها و شاعران مدرن هم جزء آن‌ها هستند، يا کاملاً مدرنيته را مي‌پذيرند يا از ريشه نفي مي‌کنند.