معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣

ياد ايام
ندیری رقیه


٣ تير، ٣ شعبان: ولادت امام حسين‌(ع)
گل، مثل تو تازه و معطر خوب است
دل، دور تو تا ابد کبوتر خوب است
اي کوثر و سلسبيل ارزاني تو!
لب‌هاي تو آب‌خورده و تر خوب است
٤ تير، ٤ شعبان: ولادت حضرت ابوالفضل‌(ع)
١- کودکي‌هاي او را اين‌طور توصيف کرده‌اند: تيراندازي مي‌کرد. شمشير مي‌زد و به سوارکاري مي‌رفت. به همراه پدربزرگش در نخلستان‌ها و باغ‌ها حاضر مي‌شد و روح و جسمش را با کارهاي سخت کشاورزي تقويت مي‌کرد. از پدرش علم و حکمت مي‌آموخت و دانسته‌هايش را در مسجد به مسلمانان ياد مي‌داد.
٢- شهادت مي‌دهم که در خيرخواهي، نهايت سعي و تلاش را به کار گرفتي. براي پيروزي دين از همه‌ي توانايي‌ات استفاده کردي. تا اين‌که خداوند تو را در مقام رفيع شهيدان برانگيخت و روحت را با ارواح سعادت‌مند محشور کرد. عالي‌ترين جاي‌گاه بهشت را به تو عنايت و نام و يادت را در دنيا و آخرت بلندآوازه کرد؛ تو را با پيامبران، راست‌گويان، شهيدان و نيکوکاران هم‌نشين کرد که بهترين دوستان به شمار مي‌روند.
فرازي از زيارت‌نامه‌ي حضرت عباس‌(ع) از امام صادق‌(ع)
٥ تير، ٥ شعبان: ولادت امام سجاد‌(ع)
در شبستان مسجد پيامبر با عالمان و فقيهان مذاکره و بحث علمي داشت. اين مباحث درباره‌ي فقه، تفسير، حديث، فلسفه، کلام و قوانين اخلاق و رفتار بود. روزهاي جمعه براي عموم مردم خطبه مي‌خواند و آن‌ها را موعظه مي‌کرد. از دنيا برحذرشان مي‌داشت و به آخرت تشويق‌شان مي‌کرد. مردم سخنانش را مي‌نوشتند و به خاطر مي‌سپردند.
عبدالله‌بن‌حسن‌بن‌حسن مي‌گويد: «مادرم فاطمه از من مي‌خواست که در مجلس درس دايي‌ام علي‌بن‌حسين(ع) حاضر شوم و من هيچ وقت از سر درس و بحث ايشان با دست خالي بيرون نيامدم.»
١١ تير، ١١ شعبان: ولادت علي‌اکبر‌(ع)
ليلي، دختر ابي‌مرة‌بن‌عروة‌بن‌مسعود ثقفي است. مادر ليلي دختر ميمونه، فرزند ابوسفيان بود. ليلي و مختاربن‌ابي‌عبيد سقفي در مسعود ثقفي به هم مي‌رسند و پدر ليلي عموزاده‌ي مختار است. خويشاوندي ليلي با امويان به شاميان جرأت داد که در کربلا براي علي‌اکبر امان‌نامه بياورند. شبيه پيغمبر در جواب‌شان گفت: «پيوستگي با رسول‌خدا بيش‌تر از خويشاوندي با بني‌اميه سزاوار جانب‌داري است.»
حضرت علي‌اکبر شبيه پيامبر، غلامرضا گلي‌زواره
١٥ تير، ١٥ شعبان: ميلاد امام‌زمان(عج)
مي‌آيد
رود و باد را سر به راه مي‌کند
پناه مي‌دهد به بغض ياکريم
دست روي خاک مي‌کشد
زنده مي‌شويم!