معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٢ - این جوانان مدگرای هیجانخواه - تقی زاده وحید
این جوانان مدگرای هیجانخواه
تقی زاده وحید
مد و مدگرایی پدیدهای است که کمابیش در همهی اقشار جامعه وجود دارد؛ اما در این میان نوجوانان و جوانان، بیش از دیگران به مد اهمیت میدهند. مد یک رفتار نوظهور است که به یکباره به صورت تغییر سلیقههای ناگهانی در افراد شکل میگیرد، در حالیکه با فرهنگ و رسوم جاافتادهی آن جامعه که افراد بر حسب سابقه و قدمت از آن پیروی میکنند، تناقض دارد.
از آنجا که مد با نوگرایی، نوخواهی و نوجویی پیوند عمیقی دارد، به همین دلیل از سوی گروههای نوگرای جامعه یعنی نوجوانان و جوانان، بیشتر پذیرفته و دنبال میشود. استقلالطلبی، تنوعدوستی، هیجانخواهی، نقد گذشته و نوگرایی ازجمله ویژگیهای این گروه سنی است که به شدت به امروزیشدن و نوگرایی تمایل دارند. گواه این مطلب نیز، نیاز آنها به شکستن قالبهای موجود و فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویتی متمایز از کسانی است که پیش از آنها بودهاند.
البته نباید از نظر دور داشت که یکی از جلوههای کمالجویی و زیبادوستی انسان- بهویژه در دورهی جوانی- توجه به زیبایی ظاهر است؛ اما باید مراقب بود که این فرآیند از حالت طبیعی خود خارج نشود؛ چنانکه میل به خودآرایی با خودپرستی، فخرفروشی، مدپرستی و خودنمایی متفاوت است.
مدگرایی رفتاری موقتی است و شاید تغییر ناگهانی و مکرر همه یا برخی از افراد یک جامعه، نوعی هیجانجویی را در خود نهفته باشد. هیجان ناشی از دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن، یکی از مهمترین دلایل گرایش به مد نزد نوجوانان و جوانان است. به نظر میرسد مدگرایی را نمیتوان بهطور مطلق رد کرد و از سویی پذیرش کامل و بیچون و چرای آن هم عاقلانه نیست. میانهروی در مدگرایی و مراقبت داشتن بر هماهنگی آن با فرهنگ و ملیت خویش، مناسبترین راه در مواجهه با مد و مدگرایی است.
مد و مدگرایی که مولود مدرنیسم است، نگاهی نو به عالم و آدم میافکند. نگاه و شناختی که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحاً با مفهوم «سنت» در تقابل میافتد. گریز همیشگی آدمی از یکنواختی زندگی و استقبال او از نوآوری و تنوع، سبب بیشترین هیجان و انگیزه در مدگرایی است. بدیهی است در این میان، یکی از عوامل تسهیلکنندهی مدگرایی افراطی، زمینههای تاریخی بحران هویت و شیوهی برخورد ما با تمدن غرب- به عنوان شاخص اصلی مد و مدگرایی- است.
انرژی نهفته و پتانسیل نوجوانان و جوانان و سعی بر تخلیهی آن، در صورتی که راه درستی برایش انتخاب نشود، میتواند سر از مدگرایی و مدپرستی افراطی درآورد. قطعاً پیروی از مدهایی چون: رپ، پانک، متال و... روی آوردن به هنجارهایی است که با فرهنگ و ارزشهای جامعهی ما در تضاد است. از سوی دیگر، خودآرایی، زینت و جمال با مدگرایی و پیروی از مدهای روز- به هر ترتیب و به هر قیمت- جایی در تفکر اخلاقگرا ندارد؛ چرا که میان آراستگی و جمال ظاهری و مدگرایی و تبعیت بیچون و چرا از آنچه روز به روز در جامعه متداول میشود، فاصلهی بسیاری وجود دارد. بهطور قطع پرداختن بیش از حد به مؤلفههای ظاهری، زمینهساز غفلت و فراموشی از دنیای درون است که به فرمودهی امام علی(ع)، دنیایی بزرگتر از اقیانوسها را در خود جای داده است.
هیجانجویی و هیجانطلبی از ویژگیهای دورهی جوانی است که در هیچ دورهای تکرار نمیشود. شایسته است از این ویژگیها در راه درست و کسب مهارتهای قابل بهرهبرداری، به بار نشاندن خلاقیت، نوآوری و تازگی نوع نگاه استفاده کرد.
تقلید کورکورانه از شاخصهای فرهنگ غربی تنها به این بهانه که «همه چنین میکنند» یا «مد شده است» شایستهی نوجوان و جوان ایرانی نیست. میانهروی و اعتدال راهکار مناسبتری است. در عین حال توجه به آراستن ظاهر و داشتن چهره و پوششی درخور نوجوان و جوان امروزی را نیز، نباید از نظر دور داشت. به زعم نگارنده، فراهم کردن بسترهای مناسب برای الگودهی و فرهنگسازی، میتواند از جمله راههای مناسب باشد. چه بسا در این میان به سبب عدم وجود الگوهای مناسب و پذیرفتنی از طرف گروه سنی جوان، آنان به سوی الگوهای غربی گرایش یابند. این گرایش میتواند منجر به بحران هویت شود.
در متون گذشته از دورهی جوانی با عنوان دورهی «مستی» و «جنون» یاد شده است و همین القاب میتواند نشان از وجود نوعی عدم ثبات در گرایشها و باورهای این گروه باشد. بیتردید گروهها و فرق مختلف که در قالب هیجاندهی بیشتر و ارضای غریزهی جوانی و بر پایهی شناخت روانشناسانهای از جوانان شکل گرفتهاند، به راحتی آنان را میفریبد. همین امر مؤلفهی مؤثر و مهمی در تخریب باورهای جوانان و دامن زدن به بحران هویت در آنهاست.
مد که اساسأ خاستگاه آن دنیای غرب است، با رنگ به رنگ شدن و تغییرات پیوسته که در نفس آن نهفته است، جذابیتی را در خود نهان دارد که عجیب چشم همگان و بهخصوص جوانان را مینوازد و گسترهای بیپایان برای هیجانجویان و هیجانخواهان به شمار میآید.
اگر به نیازهای جوانان، به گونهای مفرط بیتوجهی شود و اولیای تربیتی جوانان و نوجوانان نسبت به مسایل مهم و مبتلابه ایشان مانند شادی، هیجانخواهی، مد، موسیقی و نظایر آن، بیمهری ورزند یا بهترین چاره را در مسکوت گذاشتن آن بدانند، جوانان به شکلی فعال، شخصاً به جستوجو و ارضای نیازهایشان برآمده و چه بسا در این راه، نادانسته در دامن ابتذال بیفتند و به این ترتیب نظام تربیتی، نتیجهای عکس آنچه را مورد انتظار بوده دریافت دارد.
شایسته است پای حرف نوجوانان و جوانانمان بنشینیم و به خواستهایشان بها دهیم. توجه صرف آنها به یک چیز، نشانهی کمکاری و خلأیی است که ما در آن خصوص داشتهایم. چنانچه وقتی نوجوانی از آویز گردنی «فروهر» استفاده کرد به او انگ زردشتی بودن نزنیم و بدانیم چه بسا این کار او نشانهی دلبستگیاش به ایران و ایراندوستی است که الگوهای انتخابیاش فراروی او نهادهاند. این گزینه نادرست نیست، ولی پیش از هر نوع داوری، ببینیم ما برای حفظ هویت اسلامی- ایرانی همان نوجوان یا جوان چه به او دادهایم و چه جایگزینی را پیشنهاد کردهایم؟
پس لازم است به روح پاک و روحیهی خلاق، جستوجوگر، آرمانگرا، پویا و نوگرای نوجوانان و جوانانمان ارزش نهیم و ایشان را در تصمیماتی که برایشان میگیریم، شریک کنیم.