معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - تخلیهی هيجانی، درمان آلام فروخفته - امامی هدی
تخلیهی هيجانی، درمان آلام فروخفته
امامی هدی
هدی امامی
كارشناس ارشد مطالعات فرهنگی
انسان از بدو تولد، برخی از هیجانات را با خود دارد و این اهمیت و نقش هیجانات مختلف را در زندگی نشان میدهد.
واکنش کلی و کوتاه به یک واقعیت غیرمنتظره همراه با یک حالت عاطفی خوشایند یا ناخوشایند، هیجان نامیده میشود. هیجان، ترجمهی لغت انگلیسی Emotion که از نظر لغوی عاملی است که ارگانیسم را به حرکت درمیآورد؛ مثلاً خشم، ترس، دوست داشتن و....
برخی از هیجانات، لذتبخش، خوشایند و تقویتکننده هستند؛ به طوری که فرد برای رسیدن به آن حالت خاص از هیجانات، ممکن است تقلا و تلاش بکند. ولی برخی دیگر بیشتر جنبهی آزاردهنده دارند و شاید فرد برای اجتناب از آنها تلاش کند یا اگر در آن حالات قرار گیرد، تلاش کند خود را از آن نوع هیجان رهایی دهد.
به این ترتیب، هیجانات از لحاظ میزان خوشایندی یا ناخوشایندی، به دو دسته تقسیم میشوند: هیجانات مثبت و هیجانات منفی. به این نکته باید توجه داشت که هر یک از هیجانات اهمیت و نقش مهمی در زندگی دارند و کارکرد خاصی برای هر یک وجود دارد. برای مثال، خشم از مهمترين هيجاناتی است كه معمولاً در دستهی هيجانات منفی قرار میگيرد و علل مختلفی برای آن شناسایی شده و علایم آن عبارت است از: سرخ شدن صورت، منبسط شدن رگهای پیشانی و گردن، سرخ شدن چشمها، جمع و کوچک شدن مردمک چشمها، کشیده شدن لبها و در نتیجه آشکار شدن دندانها، بدن تاخورده، ابروان در هم کشیده، لبان سخت و محکم و دندانهای قفلشده و در حال سایش. خشم، گاهی برای دفاع در برابر حوادث و خطرها به كمک انسان میشتابد و در حد كنترل شدهی آن، طبيعی و لازم است؛ اما مهمترین مسئله در ارتباط با اين نوع هيجان، توانايی كنترل آن در مواقعی است كه میتواند منجر به حمله شود.
همچنين از هيجانات مثبت میتوان به هيجان شادی اشاره داشت. هيجان شادی از جمله هيجانات سهگانهای است كه انسان از دوران نوزادی به همراه داشته و توانايی درک آن را دارد. درجاتی از آن نیز مانند هیجان اندوه طبیعی است؛ ولی انواعی از آن که بهطور مستمر و شدید و با علایم تشدید شده به وجود میآید، بهعنوان یک اختلال روانی شناخته میشود که در آن، فرد دایماً در حالت شادی و شعف به سر میبرد و ممکن است دست به کارهای عجیب و غریب بزند.
بعضی معتقدند، علایم شادی در برخی اوقات به علایم خشم شبیه است، آنها به دستههای جداگانه تعلق دارند؛ ولی علایم جسمیشان، مثل: فریاد زدن، پا کوبیدن، افزایش فعالیت بازوان و دستها، چشمهای سرخ شده و در حال چرخش و گامهای محکم و راسخ در هر دو هیجان وجود دارند، اما هدف آنها متفاوت است. هر دوی آنها هیجانات گرایشی هستند؛ بهطوری که باعث نزدیک شدن فرد به محرک خوشحالکننده یا خشمآور میشوند، با این تفاوت که هدف خشم تخریب و از بین بردن است، ولی هدف شادی، تداوم و نگهداری آن محرک.
درمان با تخليهی هيجانات
«فروید»، معتقد است بسیاری از تجارب، خاطرات و اطلاعات ما از گذشته وارد بخشی از ذهن میشوند که اصطلاحاً «ذهن ناهشیار» خوانده میشود. فروید، این نظریه را بیان میدارد که برخی هیجانات دوران کودکی، چنان آسیبزا هستند که حتی پس از گذشت سالها وقتی به هشیاری وارد میشوند، فرد را به شدت دچار اضطراب میکنند. این شدت از اضطراب برای هشیاری فرد، غیرقابل تحمل و بسیار تهدیدکننده است. به این ترتیب، ذهن انسان تلاش میکند تا این تجارب و خاطرات اضطرابآور را در ناهشیاری نگه دارد و به عبارتی، آنها را سرکوب میکند و در نتیجه فرد را از تحمل اضطراب و ناراحتی شدید نجات میدهد و به این صورت است که فراموشی خاطرات و اطلاعات ناراحتکننده اتفاق میافتد. این اطلاعات تنها زمانی قابل دسترس خواهند بود که مقداری از هیجان منفی خود را برای فرد از دست بدهند. این عمل فقط از طریق روشهای درمانی، مثل تخلیهی هیجانی در روانکاوی امکانپذیر است.
اصطلاح تخليهی هيجانی، اغلب به معنای «تجربهی مجدد» یا به یادآوری زنده و دقیق یک تجربهی دردناک عاطفی است. مفهوم تخلیهی هیجانی عمدتاً به روانکاوی تعلق دارد، اما قطعاً مسئلهی احساس آسودگی ناشی از تخلیهی هیجانی، منحصراً به حیطهی روانکاوی محدود نمیماند.
در زبان عاميانه، مواقعی كه افراد با از دست دادن عزيزی يا حادثهی دردناكی مواجه میشوند، توصیههای معقولی از این دست که: «جلوی خودت را نگیر، گریه كن، حالت بهتر میشود» و... از طرف اطرافيان پيشنهاد میشود. این نوع توصیهها، نمونهای از ارزش احتمالی فرآیند تخلیهی هیجانی در زندگی روزمره است.
به اين ترتيب، روانكاوان معتقدند بعضی از موارد تعارضبرانگیز، چون دردناکاند، از بخش هشیار ذهن بیرون گذاشته میشوند؛ اما چون بار هیجانی دارند، همچنان فعال مانده و منتهی به بروز برخی نشانههای رفتاری مشهود غيرمتعادل و بيمارگونه میشوند. آگاهی کامل (از جمله تجربه کردن هشیارانهی هیجانات) به کاهش این نشانهها منجر میشود. ابراز هیجانهای شدید یا جان گرفتن مجدد تجربههای هیجانی دوران کودکی در محیط امن درمانی، غالباً درمانجو را تسکین میدهد. البته تخلیهی هیجانی، علل تعارضها را از بین نمیبرد، بلکه راه را برای کاوش احساسات و تجربههای واپسرانده، باز میکند.
بینش و تخلیهی هیجانی باید با هم به كار گرفته شوند؛ یعنی فرد بتواند احساسات خود را شناخته و در عین حال این شناخت خود را احساس کند. بیمار، پا به پای پیشرفت درمان، یک فرآیند طولانی بازآموزی را میگذراند که حل و فصل نامیده میشود. وقتی بیمار میبیند که بارها و بارها در موقعیتهای گوناگون، یک دسته تعارض معین دستاندرکار بوده است، یاد میگیرد که به جای انکار واقعیت، با آن روبهرو شود و به شیوههای رشدیافتهتر و کارآمدتری، واکنش نشان دهد. با حل و فصل این تعارضها در جریان درمان، شخص توانایی کافی پیدا میکند که با تهدید ناشی از موقعیت تعارضآفرین اولیه روبهرو شود و بدون احساس اضطراب زیاد، در برابر آن واکنش نشان دهد.
در ارتباط با جوانی و تجربهی هيجان نيز- كه به دليل وضعيت خاص فيزيولوژيكی، جوان بار هيجانی بيشتری را متحمل میشود- تخليهی هيجانی در مسير صحيح و سازنده، میتواند از بسياری كجرویها و انحرافها جلوگيری کرده و بالعكس موجبات رشد و شكوفايی هر چه بيشتر را فراهم آورد. برای نمونه فعاليتهای هنری و ورزشی میتواند از بار هيجانی دوران جوانی كاسته و انرژی حاصل از آن را در مسيری مولد هدايت کند. همچنين است فعاليت و مشاركت جوانان در امور فرهنگی، بنيادهای خيريه و فعاليتهای بشردوستانه كه هيجان لذتطلبی را در ايشان ارضا و در جريانی صحيح، روان میسازد.
علاوه بر اهميت شناخت جوان از هيجانهای پرجوش و خروش عهد شباب و كسب مهارتهای لازم برای آزادسازی و بهكارگيری اين انرژی خدادادی، نهادهای مرتبط با امور جوانان نيز با پژوهش و برنامهريزی در اين زمينه، میتوانند نقش بهسزايی در رشد خلاقيت و نوآوری جوانان و جلوگيری از كجروی و انحرافهای اجتماعی در اين نسل، داشته باشند.
منابع:
١- اتکینسون، ریتا و دیگران؛ زمینهی روانشناسی، ترجمهی محمدنقی براهنی و دیگران، ١٣٧٨: تهران، رشد، چاپ هشتم، جلد ٢.
٢- روزنهان، دیوید و سلیگمن، مارتین؛ روانشناسی نابهنجاری، ترجمهی یحیی سیدمحمدی، ١٣٧٩، تهران: ساوالان، چاپ اول، جلد ١.
٣- تاد، جودیت و بوهارت، آرتور؛ اصول روانشناسی بالینی و مشاوره، ترجمهی مهرداد فیروزبخت، ١٣٧٩، تهران: مؤسسهی خدمات فرهنگی رسا، چاپ اول.
٤- رضا مهكام؛ جوان و هيجان، ١٣٨٣، مجلهی حديث زندگی، شمارهی ١٧.﷼