معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - در جست و جوی معنای زندگی - جوان مردی عذرا
در جست و جوی معنای زندگی
جوان مردی عذرا
هیجانجویی در جوانی، مسير آينده را تعيين میكند
بنا بر گفتهی روانشناسان، در وجود هر فرد، نيرويی نهفته است كه او را به تجربيات تازه سوق میدهد. پديدهای كه روانشناسان آن را «هیجانجویی» تعبير میكنند، مثل یک تيغ دو دم عمل میكند. چون همانطور كه میتواند عامل محركی برای موفقيت در شاخههای گوناگون باشد، ممكن است اثر تخريبی هم به دنبال بياورد.
ديگر كمتر كسی پيدا میشود كه عبارت درخشان «سنت اگزوپری» را در «شازده كوچولو» نشنيده باشد؛ «اهلی كردن يعنی ايجاد علاقه كردن». در نگاه دكتر محسن ايمانی- روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس- شيوهی مواجهه با هیجانجویی در افراد- خاصه جوانان و نوجوانان- به روش اهلیكردن اگزوپری شباهت بسياری دارد.
دکتر محسن ایمانی نایینی، متولّد ١٣٣٦، دارای دکترای علوم تربیتی و عضو هیأت علمی دانشکدهی علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرّس است. از وی تاکنون، کتابهای: «کلاس اوّلیها»، «آسیبشناسی مطالعه»، «بررسی شیوههای شناخت و گزینش همسر»، «دوران عقد» و «تربیت عقلانی» و نیز مقالات متعدّد در موضوعات تربیتی، منتشر شده است.
هیجانجویی از منظر علم روانشناسی چه تعريفی دارد؟
اولين كسی كه در موضوع «هيجانخواهی» به مطالعات وسيعی دست زد، یک روانشناس به اسم «ماروين زاكرمن» بود. او هیجانجویی را یک صفت موروثی دانست كه باعث میشود فرد متصف به آن، به دنبال تجربهی موقعيتها و پديدههای تازه، پيچيده و متنوع است. یک فرد هيجانجو به خاطر اين ويژگی شخصيتی، حاضر است حتی خود را به مخاطره بيندازد. خطر كردن در زمينههای فردی و جسمانی، مالی، اجتماعی و ديگر هيجانات برای هيجانجو جذابيت زيادی دارد و در واقع معنای زندگی را در هیجانجویی پيدا میكند. بهطور عمده، كسانی مثل پليس، خبرنگار، ورزشكار و راهنمای گردشگری و خيلی مشاغل ديگر افراد هیجانجویی هستند.
چهطور میشود تشخيص داد كه كسی هيجانجوست يا نه؟
معمولاً، هيجانجوها نشانههای رفتاری و شخصيتی يكسانی از خود بروز میدهند. یک فرد هیجانجو به فعاليتهای پرتحرک جسمی، علاقه نشان میدهد و ميل بسياری به كشف موقعيتها و موضوعات تازه و البته ناشناخته دارد. بهطور مثال افرادی كه زياد مسافرت میكنند يا سفر كردن به جاهای تازه از مسيرهای جديد را دوست میدارند، هيجانخواه هستند. هر نوع محدوديتی در عملكردشان، آنها را ناراحت میكند. تا حد امكان در زندگی روزمره، تنوع ايجاد میكنند. به سر بردن در شرايط يکنواخت و كسلكننده، خيلی زود آنها را كلافه و ناراحت میكند. داشتن مجموعهای از اين خصوصيات، تعيين میكنند كه یک فرد هيجانخواه است يا نه، يا هيجانخواهیاش در چه حدی و به چه ميزانی است.
میتوانیم بگوييم به اين ترتیب مسئلهی هیجانجویی در جوانی میتواند مسير زندگی فرد را دستخوش تغييری اساسی بكند؟
همينطور است؛ به عبارت ديگر، میشود گفت انتخابهای افراد و شيوهی زندگی هر كسی متأثر از ميزان هیجانجویی اوست. اين امر در جوانان خيلی پررنگتر رخ مینمايد. نداشتن تجربهی كافی میتواند هیجانجویی را از مسير درست و مفيد بودن به راههای كج و خطرناک منحرف كند. از طرفی عقل، زمام امور را به دست میگيرد و تعادل را برقرار میكند. ابنسينا معتقد بود، رشد عقل مستلزم بهكارگيری مداوم آن است. عادت به تعقل در هر امری، به مرور عقل را پختهتر میكند. درست مثل انجام یک حركت ورزشی است كه ورزشكار هر چه بيشتر حركتی را تمرين كند، در انجام آن ماهرتر خواهد شد.
بهعنوان مثال مطالعه، هیجانجویی به شمار میآيد؟
اين هم نوعی هیجانجویی است. كسب آگاهی و يادگيری مثل مسافرت به یک سرزمين ناشناخته است. درگير شدن با ادبيات و هنر، نمونههای خوبی از هیجانجویی است؛ حتی در علم روانشناسی مقولهای هست به اسم «بوک تراپی» يا «كتاب درمانی» كه روانشناس با تشويق بيمار به خواندن كتاب، اختلالات روانی او را درمان میكند.
یک مثال ديگر میزنم. وقتی كسی با ميزان هیجانجویی بالا به كسی علاقهمند میشود، مطمئناً سرشار از انرژی و احساسات مثبت است؛ اما احساسات و انرژی بیاندازهاش را در قالب شعر میريزد و با سرودن، آن را مهار، كنترل و مديريت میكند. پرداختن به موسيقی، نقاشی و ساير كارهای هنری، رفتارهای زيبای انسانی هستند كه اجتماع هم به راحتی آنها را میپذيرد.﷼