آفتاب ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - قدرت هاى شيطانى و راه شناخت آن
مى كند كه خيلى به امام خود محبّت دارد و خودش را به او نزديك مىبيند؛ در حالى كه فرسخها از امامش دور است و گاهى نيز حالِ يك سلام كردن به حضرت را نيز ندارد. چنين نوساناتى كه در حالات قلبى انسان پديد مىآيد، براى اين است كه ظرفيت دلها، در انسانها تفاوت دارد. دل، ممكن است به جايى برسد كه همه حقايق را انكار كند. آيات قرآن اين مطلب را تصديق مىكند: ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآيات اللّهِ.[١] قومى به خدا ايمان آورده بودند؛ امّا از بس مرتكب گناه شدند و آيات خدا را تكذيب كردند، ايمان از آنها سلب شد.
شاهد بودهايم كه برخى از افراد، پس از مدّتها كه از اسلام و انقلاب و جبهه حقّ و باطل دم زدند، عاقبت گفتند: عجب فريبى خورديم. سالها كوشش و آرزو مىكردند كه در جبهه حضور يابند و به شهادت برسند؛ ولى در آخر، از عمل خود پشيمان شدند.
ازدياد معرفت ما به امام زمانمان ارواحنا فداه، به دو شرط وابسته است: ١. ادلّه حقّانيت و مقامهاى والاى آن امام معصوم را بررسى كنيم؛ ٢. دلمان را براى پذيرش معرفت بيشترِ حضرت آماده سازيم.
براى بازتاب نور، آيينه بايد صيقلى باشد، و در برابر نور نيز قرار بگيرد. اگر آيينهاى صيقلى باشد، ولى در اتاق تاريك قرار گيرد نمى تواند نور را منعكس كند. همچنين اگر اتاق روشن باشد، ولى آيينه صيقلى نباشد نمى تواند نور را بازتابد.
براى معرفت روز افزون به امام زمان(عليه السلام) هم بايد ادّله روشنى يافت، و هم دل را پاك و باصفا كرد. هر قدر دل، صفايش بيشتر باشد، ادّله محكم نيز بيشتر مىشود و آن وقت است كه ايمان، قوى تر، معرفت، بيشتر و عشق نيز افزونتر مىشود؛ البتّه عشقى ماندگار است كه اصالت داشته باشد، نه اين كه هوسى باشد و در وضعى خاص در انسان ظهور يابد و بعد نيز خاموش و فراموش شود.
[١] روم(٣٠)، ١٠.