آفتاب ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩ - آثار تربيتىِ اين اعتقاد
سازندگى ما خواهد داشت. اگر همواره به اين حقيقت توجّه داشته باشيم كه ريز و درشت سخنانى كه مىگوييم، تمام نگاههايى كه به مكانها و اشخاص مىاندازيم، هر گامى كه برمى داريم و هر حركتى كه در پنهان يا آشكارا انجام مىدهيم، و حتّى نيتهايى كه مىكنيم، همه و همه در محضر مولا و سرورمان قرار مىگيرد، به طور مسلّم، رفتار و گفتار ما تغيير خواهد يافت؛ چرا كه هيچ يك از ما دوست ندارد امام زمان ارواحنا فداه كارهايى ناشايست يا كم ارزش را از او مشاهده كند. اگر به چنين حقيقتى توجّه داشته باشيم، همواره مىكوشيم كارى نكنيم كه دل مولايمان از ما برنجد؛ چرا كه رنجش قلب مقدّس او، رنجش رسول خدا است و رنجش رسول خدا(صلى الله عليه وآله) قهر و عذاب الاهى را در پى دارد: الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ[١]؛ آنان كه پيامبر خدا را مىآزارند، عذابى دردناك در پيش دارند؛ بنابراين، بر ما لازم است كارهايى را انجام دهيم كه قلب مقّدس ولىّ عصر ارواح العالمين له الفداء را خوشحال و شاد كند.
هركسى، كسى را دوست دارد و دلش مىخواهد آن دوست از او خوشحال شود. اگر به امام زمان عشق مىورزيم، هيچ گاه راضى نمى شويم دل او از ما مكدّر شود؛ البتّه آن بزرگوار آن قدر مهربان است كه اگر گاهى لغزشهاى كوچكى از ما سر بزند، براى ما استغفار مىكند. اگر شخصى كه دائم توجّهش به وجود مقدّس ولىّ عصر(عليه السلام) است و همواره از اعمال بد مىپرهيزد، به طور تصادفى اشتباهى مرتكب شد، وقتى نامه عملش را خدمت ولىّ عصر ارواحناله الفداء مىبرند، حضرت براى او دعا و استغفار مىكند و از خدا مىخواهد كه او را ببخشايد؛[٢] امّا اگر خداى ناكرده، ارتكاب گناه، رفتار هميشگىِ فرد باشد، لياقتِ ولايت حضرت را از دست مىدهد كه از چنين وضعى به خدا پناه مىبريم.
[١] توبه (٩)، ٦٠. [٢] سيد بن طاووس اعلى الله مقامه مىگويد كه نيمه شبى در سردابِ مقدّس سامرا صداى مناجاتِ زيباى امام عصر(عليه السلام) را شنيدم كه در حقّ شيعيانش چنين طلب استغفار مىفرمود: «اَللَّهمَّ إِنَّ شيعَتنا مِنّا و خُلِقُوا مِن فاضِلِ طينتِنا و عُجنُوا من ماءِ عذبِ وِلاَيَتِنا فَاغفِر لَهُم مِن الذُّنُوبِ مَا فَعَلُوهُ إِتّكَالا عَلَينَا فَوَلِّناَ حِسَابَهُم يَومَ القِيَامَةِ و لاَ تَفضَحنَا بأَعمَالِهِم...؛ پروردگارا! شيعيان ما از مايند؛ از اضافه خاك خلقت ما آفريده شده اند و سرشتشان به آب گواراى ولايت ما عجين شده است؛ پس ببخشاى برايشان گناهانى را كه با اتّكا و اعتماد به ما انجام داده اند و حساب روز قيامتشان را به ما واگذار فرما و ما را با آشكار كردن اعمالِ ايشان رسوا و خجلت زده مفرما!» (علاّمه مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٣، ص٣٠٢؛ على اكبر نهاوندى، العبقرى الحسان، ج ٢، ص ١٤٩(با اندكى تفاوت)