آفتاب ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - منظومه ولايت ٣
خالصانه اش شويم. توجّه حقيقى به آن وجه خدا در واقع پيوند قطرهاى ناچيز به اقيانوس عظمت و نورانيت است كه احساس تاريكى و تنهايى ما را به روشنى و يگانگى مبدّل مىسازد. توسّل واقعى به آن منبع قدرت و معنويت، سدّ محكمى است كه ما را در مقابل جميع وسوسههاى شيطانى و آفتهاى دنيايى و آخرتى مصون و محفوظ نگاه مىدارد.
نتيجه دوم اين كه وقتى باور كرديم آگاهى مولايمان از رفتار و گفتار و ضمير ما هميشگى است و به حال اضطرار منحصر نمى شود، مىكوشيم كارى نكنيم كه از ما برنجد و دل آزرده شود.
آن بزرگوار فرموده است كه وقتى شيعيان ما مرتكب گناه مىشوند، ما آزرده و غمگين مىشويم. در جايى ديگر فرموده است:
گاهى نادانان و بى خردان شيعه و آنان كه ديندارى شان از بال پشهاى سستتر است، ما را آزرده خاطر مىكنند.[١]
اگر توجّه داشته باشيم كه حضرت در هر لحظه از حال ما آگاه است، هنگام وسوسه شيطان شرم خواهيم كرد كه مرتكب گناهى شويم. محبّت او مانع خواهد شد كه آزرده اش سازيم. ان شاء اللّه كه در ادّعاى محبّت حضرت، صادق باشيم و خداوند توفيقمان دهد كه اين ارتباط را قوىتر كنيم.
ارتباط با وجود مقدّس ولىّ عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشّريف فقط از زاويه مسائل شخصى مطرح نيست. در عالم تكوين، او واسطه فيض الاهى و باب خدا است. دعا و عنايت خاصّ حضرت به شيعيان، چه در رفع مشكلات، چه در دفع بلايا و چه در قضاى حوايج، گره گشا است و...؛ امّا همه اينها در قلمرو ولايت تكوينىِ حضرت قرار دارد. براى حضرت افزون بر مقام ولايت تكوينى، ولايت تشريعى نيز ثابت است. او در مقام ولىّ امر جامعه اسلامى
[١] قال المهدي(عليه السلام): «قَد آذَانَا جهلاءُ شيعة وَ حُمَقَائُهُم وَ مَن دينُهُ جَنَاحُ بَعوضَة أَرجَحُ مِنهُ». (طبرسى، احتجاج، ص ٤٧٣)