آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - وظيفه حكومت و جامعه در زمينه آموزش احكام و مسائل
جاى تأسف دارد اين است كه بعضى از مسؤولان اين نهاد تصريح كرده اند كه اصلا با دين سر و كارى ندارند و اسم ارشاد اسلامى را هم فقط يدك مىكشند، يعنى تعارف است وگرنه كار اين وزارتخانه همان كار وزارت فرهنگ و هنر زمان شاه است! مىگويند: ما كارى با دين مردم نداريم! ما فرهنگ ملى و فرهنگ باستانى و رقص و آواز و اين قبيل مسائل را بايد ترويج كنيم! زبان فارسى و فرهنگ ملى ايرانى را در كشورهاى ديگر بايد رواج دهيم! كارى به اسلام نداريم! تصريح كرده اند؛ اگر هم تكذيب مىكنند، من مورد خاص اين گفته ها، تاريخ، شنوندگان و مخاطبين آن را مىدانم، و به ايشان عرض خواهم كرد.
به هر حال، اين سه نهاد در جامعه ما بايد به مسائل آموزش و پرورش جوانان اهتمام داشته باشند كه يكى از آن ها نسبتاً عملكرد خوبى دارد، ولى دو وزارتخانه ديگر هيچ مطلوب نيست و يكى از آن ها هم بسيار بد است. خوب، حالا كه اين سه نهاد به وظيفه اجتماعى خود عمل نمىكنند، مردم چه بايد بكنند؟ صرف نظر از اين كه ما به اصطلاح امروزى ها، به عنوان يك شهروند وظيفه اى در مقابل دولت و حقى بر حكومت داريم، اما خود ما چه بايد بكنيم؟ اگر آن ها عمل نكردند، ديگر مردم وظيفه اى ندارند؟ اگر فرصت بود بيش تر توضيح مىدادم كه اصولا اين وظايف بر عهده خود مردم است و در شرايط پيچيده اجتماعى امروز است كه به دولت منتقل شده است. اين بحثى است كه اصلا وظايف دولت چه هست، آيا يك سلسله وظايفى است كه اصالتاً از آنِ دولت است و مردم در آن نقشى ندارند يا برعكس، يك سلسله وظايفى است كه خود مردم بايد انجام بدهند، لكن چون از عهده مردم بر نمىآيد يا داوطلب براى انجام آن به اندازه كافى نيست، دولت از طرف مردم نيابت مىكند. اتفاقاً آموزش و پرورش از امورى است كه كار خود مردم است و آنان خود بايد سعى داشته باشند كه معارف اسلامى در جامعه رواج داشته باشد؛ اما امروزه به لحاظ شرايط اجتماعى قسمت هايى از اين وظيفه به عهده دولت واگذار شده و وظيفه او است، البته بايد انجام بدهد و مردم هم بايد مطالبه كنند. اما اگر دولت به هر دليلى اين وظيفه را انجام نداد، از دوش مردم ساقط نمىشود. پس يكى از وظايفى كه ما داريم، به ويژه در شرايطى كه دو نهاد آموزش عالى و وزارت ارشاد به وظيفه خودشان عمل نمىكنند، اين است كه به تعليم جوانان و نوجوانانمان بپردازيم. منظور از اين تعليمِ واجب تعليم امور دينى است. ساير چيزها هم گاهى ضرورت پيدا مىكند، اما آن چه الآن مورد توجه ماست و از مصاديق امر به معروف و نهى از منكر مىدانيم، آموزه هاى