آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٧ - جهاد و شهادت  طلبى براى بيدار كردن جامعه
نفر مىتواند برساند؟ البته اگر اجازه صحبت كردن به امام(عليه السلام) مىدادند، كه در طول بيست سال به آن حضرت چنين فرصتى نيز ندادند و ايشان مىبايست آرام، پنهانى و در خفا با ياران و اصحاب خود صحبت كند.
در اين شرايط چه بايد كرد؟ همان كارى را كه حسين(عليه السلام) كرد، شوكى در جامعه اسلامى به وجود آورد كه تا قيام قيامت اثر خود را خواهد داشت، اين لرزه باقى خواهد ماند و آرام نخواهد گرفت؛ اقدامى كه نمىتوان آن را تحريف كرد، و نمىشود تفسير غلطى براى آن آورد. چه بگويند؟ هر آيه محكمى در قرآن باشد، مىتوانند آن را تحريف و به اشتباه تفسير كنند. يا به قول امروزى ها براى آن قرائت جديدى بياورند! اگر حديث باشد، مىتوانند بگويند دروغ بوده و جعلى است، از اسرائيليات است، يا در نهايت بگويند اين قرائت شماست! و براى آن قرائت ديگرى هم هست! به مراجع هم مىگويند شما فهمتان را مطلق نكنيد، قرائت هاى ديگرى هم هست! اما با حركت سيدالشهداء(عليه السلام) چه مىتوانند بكنند؟ آيا تفسير ديگرى دارد؟ جز اين كه گروهى پاكباز در راه خدا و براى احياى دين جان خود و عزيزانشان را فدا كردند؟ تا حالا هيچ مورخى، هيچ انسان منصفى تفسيرى غير از اين براى داستان كربلا كرده است؟ بله، امروز ممكن است كسانى باشند كه قرائت هاى جديدى از داستان كربلا داشته باشند! العياذ باللّه، بگويند حسين(عليه السلام) بى خود كرد! واقعه كربلا عكس العمل خشونت جدش بود! يزيدى ها تقصيرى نداشتند، جد حسين(عليه السلام) پدر آن ها را كشته بود، آن ها هم در كربلا فرزندان پيامبر(صلى الله عليه وآله)را كشتند! اين شيطانى ترين تفسيرى است كه تا به امروز از حماسه كربلا شده است، و تاكنون اين گونه تعابير سابقه نداشته است. دوست و دشمن، مسلمان و كافر، مشرك و بت پرست، همه در مقابل داستان كربلا سر تعظيم فرود آورده اند. اين گونه بود كه حسين(عليه السلام) مصباح الهدى شد، اين چراغ فروزانى است كه هرگز خاموش نمىشود. عليه آن هيچ كارى نمىتوان كرد. اين شوك باعث شد كه جامعه اسلامى نجات پيدا كند.
اين هم مصداق ديگرى براى نهى از منكر به معناى عام است. اگر كسى سؤال كند آن جا كه حضرت(عليه السلام) فرمودند: «أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهى عَن الْمُنْكَر»١ آيا به هدف خود رسيدند؟ جواب اين است كه بله، آنچه را اراده داشت، انجام داد و به نتيجه هم رسيد. نتيجه اين اقدام چه بود؟ اين كه مردم بتوانند حق و باطل را بشناسند. اصل وظيفه انبيا و اولياى خدا، هدايت
[١] بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٩، باب ٣٧، روايت ٢.