آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩ - گستره معناى جهاد
دَرَجَةً»،١ نوعى از آن، جهاد به وسيله نفس است، يعنى جان را در معرض كشته شدن قرار دادن، قسم ديگر آن نيز جهاد النفس است، يعنى مجاهده با نفس خود كه نام آن جهاد اكبر است. كتاب جهاد اكبر درباره اخلاقيات و جهاد با نفس است. اتفاقاً به همين مناسبت است كه در وسائل الشيعة مىبينيد شيخ حر عاملى(قدس سره) بعد از اين كه مباحث جهاد را مطرح مىكند، جهاد النفس و مسائل اخلاقى را به دنبال جهاد و در «كتاب الجهاد» مىآورد؛ براى اين كه جهاد با نفس است.
پس مفهوم جهاد از يك طرف آن قدر گسترش پيدا مىكند كه جهاد با مال، جهاد با تبليغ، جهاد با زبان، با قلم و حتى جهاد با نفس خود انسان را هم شامل مىشود، بلكه آن جا جهاد اكبر است. اين توسعه در مفهوم جهاد است. اما جهادى كه در كتاب هاى احكام، شرعيات و تعليمات دينى مىخوانيم شامل كارهايى كه امام حسين(عليه السلام) انجام داد نمىشود، بلكه فقط همان سه قسمى را كه گفتم در بر مىگيرد. اين دو نمونه براى بيان اين كه مفاهيم گاهى دو گونه معنا مىشود، معنايى عام و معنايى خاص. «معناى خاص» يك مفهوم اصطلاحى خاص در فضايى خاص و جامعه اى خاص است و «معناى عام»، كه ممكن است همان معناى لغوى آن باشد، و يا بر اثر تحولات اجتماعى مصاديق جديدى پيدا كرده و گسترش پيدا كند.
به هر حال، اگر معناى عام جهاد يعنى تلاش كردن در راه خدا عليه دشمن را در نظر بگيريم، بسيارى از موارد امر به معروف و نهى از منكر را مىتوان به عنوان جهاد بر شمرد. از طرف ديگر اگر امر به معروف و نهى از منكر را به معناى عام آن در نظر بگيريم، تقريباً تمام مصاديق جهاد ـغير از جهاد با نفسـ در دايره امر به معروف و نهى از منكر مىگنجد. چون يكى، امر كردن ديگران به انجام كار خوب و ديگرى دست برداشتن از كار بد است. لذا اين دو مفهوم تداخل پيدا مىكنند. در مورد اين قبيل مفاهيم گفته مىشود «اذا اجتمعا افترقا و اذا افترقا اجتمعا»، وقتى امر به معروف و نهى از منكر را در كنار جهاد ذكر كنيم، كما اين كه مىگوييم فروع دين ده تاست، ششم جهاد، هفتم امر به معروف، يعنى امر به معروف غير از جهاد است. زمانى كه اين دو مفهوم در كنار يكديگر ذكر شوند، معانى آن ها از هم جدا شده و ديگر جهاد شامل امر به معروف نمىشود، امر به معروف هم شامل جهاد نمىشود. طلبه ها براى چنين مفاهيمى اين اصطلاح را به كار مىبرند كه: «اذا اجتمعا افترقا»، يعنى زمانى كه با هم
[١] نساء، ٩٥.