قرآن در آینه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٦ - تاريك كردن فضا به منظور گمراه كردن افكار عمومى
هستند، جاهلانِ عالمنما مىخواند. حضرت مىفرمايند: وَ آخَرُ قَدْ تَسَمّى عالِماً لَيْسَ بِه[١]؛ در مقابل پيروان راستين قرآن، گروه ديگرى هستند كه گاه در ميان جامعه عالم و دانشمند تلقى مىشوند، در حالى كه از علم بهرهاى ندارند. اينان با سوء استفاده از عناوين عاريتى و بدون واقعيت، مردم را گمراه مىكنند. ممكن است اين سؤال براى خوانندگان مطرح شود كه پس آنچه اينان با نام مطالب علمى و دينى بيان مىكنند، چيست؟ مخصوصاً آنان كه خود، سخنان خويش را فهم و برداشت از دين و قرآن بيان مىكنند. حضرت على(عليه السلام)در جواب مىفرمايند: فَاقْتَبَسَ جَهائِلَ مِنْ جُهّال[٢]؛ اينان آنچه را با نام مطالب علمى و برداشتهاى خود از دين بيان مىكنند و به بهانه قرائتهاى مختلف از دين در صدد تحميل عقايد باطل به دين برمىآيند جهالتهايى است كه از انسانهاى جاهل و نادان ديگرى گرفتهاند و به اسم معارف دينى و مطالب علمى بيان مىكنند. شايد شما تعجّب كنيد كه چگونه ممكن است كسانى جهل و نادانى را از ديگرى اقتباس كنند! اقتباس جهل و نادانى از ديگرى يعنى چه؟! براى آنكه به اعجاز كلام حضرت واقف شويم و بر مسؤوليت خود نسبت به روشنگرى در مقابل منحرفان از حق بيش از پيش واقف گرديم، به نمونهاى از اقتباس جاهلهاى عالمنما از جهالتها و نادانىهاى ديگران، كه امروزه با نام رهآوردهاى علمى بيان مىشود، اشاره مىكنيم.
امروزه در غرب اين تفكر فلسفى رواج دارد كه حصول علم براى انسان غير ممكن است و بشر بايد در همه چيز شك داشته باشد و هرگز به مطلبى يقين پيدا نكند. طرفداران اين تفكر معتقدند اگر كسى بگويد من به مطلبى يقين دارم نشانه نفهمى و حماقت اوست؛ زيرا علم به چيزى ممكن نيست. آنان با افتخار به اين شك و جهل خويش مىگويند علامت علم و دانش و خردمندى اين است كه انسان به هيچ مطلبى اعمّ از دينى و غيردينى علم و يقين پيدا نكند. چنين سخنان سخيفى از حدود يكصد سال پيش در ميان اروپاييان مطرح شده و قبل از آن نيز مبناى فكرى شكّاكان بوده است.
[١] نهجالبلاغه، خطبه ٨٦. [٢] همان.