حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٨
مقدمه
حدیث، بیشترین و گستردهترین نقش را در رساندن شریعت و معارف دینی دارد؛ زیرا عقل به بسیاری از امور دسترسی نداشته و قرآن نیز تفسیر و تفصیل جزئیات فراوانی را به عهده سنّت گذاشته و حدیث، حکایتگر است.
نخستین گام در اعتماد به حدیث، اطمینان یافتن از صدور آن است. هنگامی که قرنها از صدور احادیث گذشته و راویان، فرد به فرد و نسل به نسل این متون را نقل کردهاند، آگاهی از احوال راویان یکی از راههای اعتبارسنجی حدیث به شمار میرود. این وظیفه به عهده دانش رجال است؛ دانشی که میتواند ما را از اوضاع روحی، فکری و انضباط عملی راویان آگاه سازد. جرح و تعدیل به عنوان یکی از شاخههای دانش رجال، بر اساس اطلاعات موجود از راویان، قضاوت نهایی را درباره آنها ارائه میکند.
پرسش اصلی این است که دانشمندان رجالی، اطلاعات
راویان را از کجا به
دست آورده و بر اساس کدام مبانی راویان را توثیق یا تضعیف
کردهاند؟ آیا قدما افزون
بر روشهای مشهور بیان شده از سوی متأخران،[٤٩٤] روشهای
دیگری نیز برای ارزیابی
راویان داشتهاند؟
ضرورت بحث از اینروست که در صورت اثبات راههایی غیر از طرق بیان شده، راه اجتهاد در مباحث رجالی باز شده و میتوان همچون صاحبان اصول رجالی _ که با توجه به روایات راویان، آنان را جرح و تعدیل میکردند _ امروزه نیز با توجه به متون روایی راویان، آنان را توثیق و تضعیف نمود. فایده این امر، آن است که در صورت اثبات چنین راهی، بسیاری از راویانی که در کتب رجالی ما توثیق و تضعیف ندارند و یا نامشان هرگز ذکر نشده است، دارای توصیفات درخور توجهی خواهند شد، افزون بر اینکه وثاقت و ضعف برخی راویان یادشده در کتب رجالی نیز دستخوش تغییر خواهد گشت.
با مطالعه آثار علمای رجالی و دقت در عبارات آنها، استفاده از این روش به روشنی به چشم میخورد که در ادامه به آن میپردازیم.
[٤٩٤]. نک: کلیّات فی علم الرجال، ص٤٢-٤٥.
مانند مراجعه به کتب رجالیای که در دست داشتهاند و انتساب آن به نویسندگانش ثابت بوده است؛ سماع و نقل چهره به چهره از اساتید؛ اعتماد به شهرت و استفاضهای که در بین اصحاب موجود بوده است.