حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٤٦
ائمه: متّصل به کلام پیامبر٦ است.[٥٢٤] خود معصومان: قرآن را معیار سنجش سخنان منسوب به خود دانستهاند. امام صادق٧ از قول پیامبر٦ میفرماید:
ای مردم! بدانید آنچه از من به دست شما برسد و موافق کتاب خدا باشد، آن را من گفتهام و آنچه به دست شما برسد و مخالف کتاب خدا باشد، من آن را نگفتهام.[٥٢٥]
نمونههای متعددی برای نقد روایات با معیار قرآن وجود دارد؛ از جمله، نقد روایات نکوهش و اتهام دروغگویی به حضرت ابراهیم٧ که در صحیح بخاری[٥٢٦] و صحیح مسلم[٥٢٧] نقل شده و با آیه Gوَ اذْكُرْ فِی الْكِتابِ إِبْراهیمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّیقاً نَبِیًّاًF[٥٢٨] منافات دارد.
همچنین روایات سحر شدن پیامبر٦ که در مجامع روایی اهل سنت وارد شده[٥٢٩] و مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان پس از نقل، آن را نقد نموده و ردّ میکند.[٥٣٠]
٢. سنّت
دومین معیاری که در نقد روایات از آن استفاده میشود، سنّت است. سنّت در اصطلاح محدّثان قول، فعل و تقریر معصوم است.[٥٣١] راه رسیدن به سنّت، حدیث است. مراد از معیار بودن سنّت در نقد حدیث آن است که احادیث قطعیالصدور، معیار برای سنجش روایات دیگر باشد.
معیار بودن سنّت با آیات قرآن قابل اثبات است. خداوند در قرآن میفرماید:
Gیا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیءٍ
[٥٢٤]. عَن الصادق٧ یقُولُ: حَدِیثِی حَدِیثُ أَبِی وَ حَدِیثُ أَبِی حَدِیثُ جَدِّی وَ حَدِیثُ جَدِّی حَدِیثُ الْحُسَینِ وَ حَدِیثُ الْحُسَینِ حَدِیثُ الْحَسَنِ وَ حَدِیثُ الْحَسَنِ حَدِیثُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ٧ وَ حَدِیثُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَدِیثُ رَسُولِ اللَّهِ٩ وَ حَدِیثُ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (الکافی، ج١، ص٥٣).
[٥٢٥]. الکافی، ج١، ص٦٩.
[٥٢٦]. صحیح البخاری، ج٦، ص١٢١.
[٥٢٧]. صحیح مسلم، ج٧، ص٩٨.
[٥٢٨]. «در این كتاب، ابراهیم را یاد كن كه او بسیار راستگو و پیامبر [خدا] بود.» (سوره مریم، آیه ٤١)
[٥٢٩]. مسند احمد بن حنبل، ج٦، ص٥٠؛ صحیح البخاری، ج٤، ص٦٨ و ج٧، ص٢٩؛ و... .
[٥٣٠]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج١٠، ص٨٦٥.
[٥٣١]. نک: مقباس الهدایة، ج١، ص٥٩.