فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٦٧ - قرآن
خواهد بود كه تا آن زمان قرآن از دستبرد حوادث مصون خواهد ماند. مضافا به اينكه روايات بسيارى در مقام تعارض دو روايت وارد شده است كه در آنها ملاك برترى يكى بر ديگرى را عرضه آنها به كتاب خدا و موافقت آن با قرآن مىداند. [١] بديهى است چنين دستورى با فرض تحريف قرآن منافات دارد.
ج. تمام انديشمندان بزرگ علوم قرآنى، در طول تاريخ اسلام، بر عدم تحريف قرآن نظر دادهاند.
د. جمعآورى قرآن در عصر رسول خدا صورت گرفته است.
ه. همه آيات و كلمات قرآنى در حافظه صحابه باايمان پيامبر مضبوط بوده است كه امكان حذف و اضافه به جاى نگذاشته است.
و. تحريف بهمعناى زياد شدن منافات با معجزه بودن قرآن دارد.
بنابراين قرآن تحريف نشده و در اين مسئله اتفاق نظر وجود دارد. گرچه در برداشت و تفسير از آيات بين صاحبان انديشه اختلاف است. چون قرآن تحريف نشده پس تا جهان باقى است بايد احكام و مقرّرات آن اجراء گردد زيرا قرآن به منزله قانون اساسى در اسلام است كه قابل تغيير نيست.
و دگرگونى اوضاع و احوال و زمان مربوط به احكام جزئيه همانند قوانين عادى است كه توسّط مجتهدين از آيات و سنّت و سيره معصومين استنباط مىگردد.
جمعآورى قرآن
علّامه سيد محمد حسين طباطبائى مىنويسد: پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) على (ع) كه به نصّ قطعى و تصديق پيامبر اكرم (ص) از همه مردم به قرآن مجيد آشناتر بوده، در حالت انزوا در خانه خود [٢] قرآن مجيد را بهترتيب در يك مصحف جمعآورى فرموده و هنوز شش ماه از رحلت پيامبر نگذشته بود كه در فرصتى مصحف نوشته شده را به شترى بار كرد و نزد مردم آورده كه نشان دهد. و يك سال و اندى پس از رحلت پيامبر جنگ «يمامه» درگرفت، در اين جنگ هفتاد نفر از قراء كشته شدند. مقام خلافت از ترس اينكه ممكن است جنگ ديگرى براى مسلمانان پيش آيد، و بقيه قراء كشته شوند، و در نتيجه قرآن از بين برود. به فكر افتاد كه سور و آيات قرآنى را در يك مصحف جمعآورى كند. پس به دستور مقام خلافت، جماعتى از قراء صحابه با تصدّى مستقيم زين بن ثابت «صحابى» سور و آيات قرآنى را از الواح و سعفها و كتفها كه در خانه پيامبر اكرم، به خط كتّاب وحى يا پيش قراء صحابه بود، جمعآورى كردند و در يك مصحف قرار دادند و نسخههايى از آن به اطراف و اكناف فرستاده شد. پس از چندى، در زمان خلافت خليفه سوم به اطلاع او رسانيدند كه در
[١] . قال الصادق (ع) «اذا ورد عليكم حديثان مختلفان فاعرضوهما على كتاب اللّه فما وافق كتاب اللّه فخذوه و ما خالف كتاب اللّه فذروه ...»، وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٨٤.
[٢] . در كتاب الفهرست ابن نديم، ص ٣٠ و كتاب الامامة و السياسة ابن قتيبة، ص ١٢ آمده «امير مؤمنان سوگند ياد كرد رداء بر دوش نيفكند مگر آنكه قرآن را جمعآورى كند.» (البته در الفهرست مىگويد: اين جمعآورى سه روز طول كشيد.)